شهروندjob job job job job               job ارزjob job

Category: اجتماعی

همایش انرژی نو IRAN RE 2017

IRAN-RE-2017

گرینماتک آلمان (www.greenmatech.com)، با همراهی برخی شرکای ایرانی و بین المللی خود، اقدام به برگزاری نشست بیزینسی با ماموریت تجاری در حوزه انرژی نو با نام (IRAN RE 2017) در تاریخ ۲۵ تا ۲۷ فوریه، همزمان با برگزاری نهمین نمایشگاه بین المللی انرژی نو و صرفه جویی انرژی در ایران نموده است.
این نشست با هدف معرفی آخرین دستاوردهای این صنعت، انتقال دانش فنی، بازاریابی و تحقیق و شناسایی بازار ایران، امکان سنجی و ارائه راهکار در خصوص جلب سرمایه گذاری های خارجی، و معرفی ظرفیت شرکتهای بومی؛ فرصت مناسبی برای حضور شرکتهای ایرانی است تا با کمک تیم تخصصی گرینماتک، شرکتهای تجاری همکار با گرینماتک، و نیز فضای فراهم شده در هنگام برگزاری نمایشگاه انرژی نو، از فرصت رویایی و هم اندیشی پیش آمده، بهره گیرند.
این نشست در سه آیتم، ۱- کارگاه های آموزشی، ۲- ملاقات های تجاری رو در رو، و نیز ۳- بازدید از نمایشگاه انرژی نو و صرفه جویی انرژی، به مخاطبان ارزشمند عرضه خواهد شد. اطلاعات تکمیلی در خصوص این رویداد را میتوان از طریق وبسایت زیر دنبال کرد:
http://www.greenmatech.com/IRAN-RE2017/

دیکتاتوری قانون

diktatori-ghanun

موقعی که ایرانی به آلمان، اروپا یا یک کشور پیشرفته پای می نهد به مرور می فهمد که ما ایرانی ها چقدر ملت قانون گریزی هستیم. قانون را توهین و محدودیت و دیکتاتوری می پنداریم. اصولا در ایران قانون وجهی ندارد و چیز بی ارزشی است. چون فرهنگ عمومی ما بیمار است. وظیفه فرهنگ عمومی این بوده که قانون را مقدس و با ارج جلوه دهد کاری که تا حالا نتوانسته است انجام دهد. فرهنگ عمومی چیست؟ فرهنگ عمومی همان برونداد رسانه عمومی کشور در تلویزون و مدارس هستند. اما در ایران تلویزون و آموزش پرورش کاملا با فرهنگ عمومی بیگانه اند. قانون چیست؟ قانون حاصل تجربیات زندگی بشری بر پایه شناخت از خود و محیط است.

ما ایرانی ها دور زدن قانون را زرنگی می دانیم و برای دور زدن قانون هر کار سخیفی تن می دهیم. قانون را پشتیبان خود نمی دانیم. چون اگر به قانون ایمان داشتیم یا اصلا اگر حضورش را در جامعه حس می کردیم رشوه نمی دادیم. تخطی از حقوق عمومی ملت نمی کردیم. نشانه سطح فرهنگ عمومی یک ملت در کیفیت رانندگی آن ملت تجلی است. اوج عقب ماندگی ما ایرانی ها بوضوح در فرهنگ رانندگی ما و حقوق شهروندی و رعایت آسایش دیگران پیداست.

چرا؟ چون در ایران دیکتاتوری قانون وجود ندارد! دموکراسی سوء تفاهمی بود که برای اداره کشور بما تلقین شد. دموکراسی باید زیر سایه دیکتاتوری قانون باشد. یعنی دموکراسی در درجه دوم نیاز عمومی است و آنهم باید در چهارچوب و  محدود باشد. ایران بعلت بی قانونی یکی از آزادترین کشور های جهان است و آلمان به خاطر حاکمیت قانون یکی از بسته ترین کشورهاست. اما کدام آزادی؟ آزادی هرج و مرج در ایران چیزی نیست که بدان فخر کنیم.

ما کشورمان را آلوده به بیماری دیکتاتوری کهن می پنداریم اما نه دولت ها بلکه فرهنگ عمومی کشور مسبب آن است. بجای دنبال دموکراسی بودن که نامی موهوم است باید برای رهایی کشور از منجلاب پیچیده دشواری ها به سوی دیکتاتوری قانون بشتابیم. به قانون استمداد کنیم. قانون (پویا و تغییرپذیر) را مقدس کنیم. البته قانونی که دائم بر پایه خرد،علم و تجربیات چند هزار ساله بشری رصد شده و تکوین می شود.

 دیگر حسرت دمکراسی معنی ندارد. ما به دیکتاتوری قانون نیاز داریم آن هم یک دیکتاتوری خشن که در اجرای بند بند آن رحم و تعارفی با کسی نداشته باشد.

نمایندگان مجلس بجای اینکه هر روز فراکسیون کرد و لر و ترک و … و فراکسیون های بی فایده دیگر بسازند با هم بشینند مقدمات تشکیل حزب حاکمیت قانون و توسعه فرهنگ  عمومی را بسازند. حزبی که نه برای ایران بلکه کل کشورهای عقب مانده یک نیاز جدی است.

در ایران درباره فرهنگ عمومی هیچ کس جز معدودی حرف نمی زنند. سالی به نام فرهنگ عمومی هنوز نامگذاری نشده است. دولت ها یکی پس از دیگری می آیند  وعده حل مشکلات می دهند اما نمی دانند که ریشه همه مشکلات کشور در این دو گزینه است. حاکمیت قانون و فرهنگ عمومی! آن هم نه دموکراسی قانون بلکه دیکتاتوری قانون.

نجات ما از این چالش و طلسم رشد نیافتگی جدیت یا حتی فرا تر از آن خشونت در اجرای قانون است. قانون اگر بی رحم باشد برونداد آن برای ملت آسایش است. دیگر سالانه هزاران نفر از ما التماس نمی کنیم که به کشورهای پیشرفته پناهنده شویم.

همه کسانی که بعلت بی قانونی در داخل به خارج از ایران فرار می کنند در آنجا بشدت به قانون کشور بیگانه احترام می گذارند و از آن می ترسند در حالیکه در داخل قانون گریز هستند چون در ایران بی احترامی به قانون یک فرهنگ عمومی تبدیل شده و بهمین دلیل رشد اختلاس و فساد در ایران به مرحله سرطانی و سرایت کننده رسیده است.

اگر ما ایرانی ها فرهنگ عمومی خودمان را به کمک هم توسعه دهیم به قوانین خودمان احترام بگذاریم و حاکمیت هم دیکتاتور قانون باشد، لازم نیست برای احترام گذاردن به قانون کشوری بیگانه و بهره مندی از حاکمیت قانون به کشور دیگر التماس و نیازمندی کنیم. خب چرا در کشور خودمان حاکمیت قانون و توسعه فرهنگ عمومی نباشد؟

حاکمیت قانون ربطی به دولت ها ندارند. دولت ها از ملت هستند و دولت ها ضعیفند چون در کشور فرهنگ عمومی اصلا شناخته شده نیست. رویهمرفته ایرانی ها ملت نجیب و با فرهنگی هستند و وقتی خارج از ایران زندگی کنید در می یابید که فرهنگ ایرانی ها خوب است اما این به معنی خوب بودن فرهنگ عمومی ما نیست.

همه ما از این چهره زشت فرهنگ عمومی می نالیم و بستوه آمده ایم و مقصر همه این قضایا ما خود ملت هستیم و همینطور خوب به وظیفه عمل نکردن تلویزون آموزش و پرورش، دانشگاه و حوزه های دینی است.

اگر در کشور دیکتاتوری و حاکمیت قانون باشد. فرهنگ عمومی آن را بپذیرد و بستاید یا حتی مقدس بداند دیگر نیاز نیست برای اجرای قانون کشور های دیگر تن به هر ذلت بدهیم. البته ذلت به زعم ما چون ما در داخل نسبت به قانون خودمان حالت تهاجمی و طلبکارانه داریم اما در برابر قانون آلمان و اروپا یا کشوهای پیشرفته دیگر حالت زبون و انفعالی داریم.

از این رو پیشنهاد می شود در آینده سیاسی کشور چند نماینده دردمند و آگاه حزبی به نام حزب حاکمیت قانون و توسعه فرهنگ عمومی کشور تاسیس کنند تا جهت گیری ملی بدان سوی مهم باشد و در صورت تحقق این مفاهیم، ایران یکی از بهترین کشورهای جهان برای زندگی خواهد شد.

بارها شنیده ایم که ایرانیان مقیم خارج حتی به دلیل ساده یعنی عدم رعایت قوانین رانندگی و پایین بودن سطح عمومی فرهنگ مایل نیستند به ایران برگردند. یعنی حاضرند کمبود آزادی های اجتماعی، کمبود نشاط عمومی و سخت گیری ها را بپذیرند اما مردم کشورش به قانون احترام بگذارند و سطح فرهنگ عمومی بالا باشد. چون خودشان در آن کشور که اقامت دارند لذت بالا بودن سطح عمومی فرهنگ را چشیده اند. ما برای حل مشکلات اجتماعی مان به دموکراسی نیاز نداریم. بلکه به دیکتاتوری قانون نیاز داریم. وقتی فرهنگ عمومی ملتی و حاکمیت قانون در سطح مطلوب نرسد دموکراسی سراب و توهمی بیش نیست. مشکل ایران دموکراسی نیست بلکه وجود نداشتن دیکتاتوری قانون و نبودن یک دیکتاتور است.

ترس از قانون شعار داریوش شاه و هخامنشیان بوده است. داریوش می گفت همه باید از قانون بترسند. البته جای تاسف است که بشر تا ترس بالای سرش نباشد متعهد به قانون نیست اما ترس در زبان فارسی معنی آزرم هم می دهد مانند ترس از خدا بدین معنی که ما باید قانون و احترام به آن را در صورتیکه از راه داد  و  خرد بدست آمده باشد مقدس بداریم و کانون و مهمترین توجه همگان باشد.

مهرداد رضایی

فیسبوک حزب حاکمیت قانون و فرهنگ عمومی

درآمد دندان پزشکان در آلمان

zahnaerzte_verdienst-55fdc3083b9c514f

پزشکان در آلمان بسته به نوع مطب و نوع اشتغال میانگین سال بین ۱۳۰ تا ۱۵۰ هزار یورو درامد دارند. یعنی ماهی ده تا ۱۲ هزار یورو که در آلمان درآمد بسیار خوب به شمار می آید. یعنی دو برابر پروفسور دانشگاه.

غالب بیمه ها هزینه پر کردن دندان ها را می دهند. روکش کردن دندان تا ۷۰۰ یورو و کاشتن دندان ۱۲۰۰ یورو است که برخی بیمه ها مقداری از این هزینه ها را می دهند

 

لینک منبع اینجا

تلگرام و اینستاگرام خوانندگان استیج

elahasuroor

تلگرام و اینستاگرام خوانندگان استیج

لینک کانال استیج

هنوز اطلاعاتی در این زمینه نرسیده در اولین فرصت ارائه می شود

  1. اینستاگرام الهه سرور  حامد نیک پی
  2. آرش و نیکیتا  ….  حامد نیک پی
  3. هانا  …. حامد نیک پی
  4. الهه ….  حامد نیک پی
  5. حسام ….. بابک سعیدی
  6. مریم ….. رضا روحانی

هشدار درباره مهاجرت انبوه مسلمانان به آلمان

muslim

«تیلو سارازین» سناتور سابق آلمان سیاستمدار و نویسنده بار دیگر در برابر مهاجرت انبوه مسلمانان به آلمان هشدار داد. به خصوص عدم احترام به زنان ازنظر او یک مشکل بزرگ است. “مردان مسلمان به سادگی خشن تر از هر گروه دیگری هستند، سناتور سابق امور مالی برلین در گذشته هم از سیاست آنگلا مرکل انتقاد میکرد او همچنین گفت : ۲۰۱۵ تجاوز جنسی سال نو به صدها زن در کلن عمدتا ازاتباع شمال آفریقا مرتکب شده بودند : “من باور دارم که وضعیت در آلمان نا امن است اگر بیش از یک میلیون مرد مسلمان به المان، آمده بدون دسترسی به زنان، پس این یک مشکل بزرگ است.” ۳۰۰،۰۰۰ مسلمانان و ۳۰۰٫۰۰۰ لهستانی به گفته وی در در برلین زندگی می کنند. “اما لهستانی ها چنین مشکلاتی ندارند.

تقریبا هر هفته جنایتی در آلمان مرتبط با مهاجران مسلمان رخ می دهد که تجاوز به زنان قتل و حمله به آنها و توزیع مواد مخدر شامل آنهاست. در هفته گذشته یک دانشجوی دختر آلمانی که پزشکی می خواند توسط نوجوان هفده ساله افغانستانی بعد از تجاوز به قتل رسید. نوجوانان زیر ۱۸ سال معمولا به خانواده ها برای نگهداری سپرده می شوند. در متروی برلین هم دختری را از پله ها به لگد به پایین پرت کردند.

ملت واحد جهانی

world peace

world peace

بعضی خصوصیات اخلاقی یک جامعه را تا وقتی درون آن ملت زندگی میکنید متوجه نمی شوید زمانی به معایب اخلاقی یک جامعه آگاه می شوید که برای مدتی از فضای آن جامعه دور باشید. در مورد ما ایرانیان متاسفانه حقایق تلخی وجود دارد که بسیاری از ایرانیان خودشان از وجود آن خبر ندارند و آن فاشیسم از نوع نژاد ستیزی آن است. وقتی جامعه ایران را با آلمان مقایسه میکنیم در می یابیم جامعه ایران هم مانند آلمان دو قطبی حتی با شدت بیشتر  در زمینه ناسیونالیسم افراطی است. نژادپرستی در مفهوم درست آن و عشق به میهن زیباست. البته باید بجای واژه نژادپرستی از اصطلاح نژادستیزی بهره برد. چون آدم می تواند به نژاد خود علاقه داشته باشد اما اگر به نفی نژاد دیگران برسد و به توهم برتری نژادی برسد آن فاشیسمی بسیار زشت و یک عقب ماندگی شخصیتی است.

اگر عده ای به عنوان ناظر بیرونی در ایران به آلمان نگاه می کنند اولین چیزی که به ذهن آنها می آید نژادستیری ملت آلمان است اما برعکس آن در مورد خودمان خیلی قوی تر است. یعنی ایرانی ها خیلی بیشتر از آلمانی ها درگیر مفاهیم و برداشت های فاشیستی از ناسیونالیسم افراطی که ناشی از عقده و حقارت های تاریخی هست می باشند. دوباره تاکید می کنیم ناسیونالیسم زیباست و حتی برای رشد و پیشرفت یک ملت لازم است. اما تا زمانی که از مرز و مفاهیم انسانی تخطی نکند.

در فضای مجازی براحتی می توان چهره زشت سیرت ایرانی را دید. وقتی به افغانستانی های عزیز که آریایی هم فرهنگ هم زبان و نژاد ایرانی هستند توهین می کنیم. درست است آن ملت سالها درگیر جنگ و دخالت خارجی بود اما مهد فرهنگ و زبان ایرانی در آنجاست اما عده ای که کم هم نیستند و غالبا هم درک پایینی از مفاهیم انسانی دارند به بهانه چند خطا به کل یک ملت توهین می کنند. خطاهایی که در خود ما هم هست. همین نگاه زشت را غالب کشورهای دیگر جهان به ما دارند. چون آنچه ما بروز می دهیم مانند آئینه به خودمان بر می گردد.

موضوع دیگر عرب ها هستند. تا کی باید حمله اعراب به ایران، زخم لای استخوان و بهانه برای اظهارات فاشیسمی باشد. عصر امروز عصر انسانیت است. بشر در کل تاریخ کاملا وحشی بوده و همه ملتهای تاریخ دائم با هم در جنگ بودند.

پان ترکیسم و پان عربیسم پان ایرانیسم علاوه بر اینکه یک خطای انسانی فاحش است یک توطئه پیچیده است که در عصر راستها از زمان جنگ جهانی اول دامن زده شد. ناسیونالیسم افراطی که مبتنی بر ارزش های انسانی نباشد زشت ترین سیرت و چهره ای است که بشر می تواند از خود نشان دهد و یک توحش کامل و تمام عیار است.

توهین اقوام و نژادها به هم موجب دامنه دار شدن و تسلسل نزاع های بیهوده برای این عمر کوتاه می شود. عمری که با مهر و عشق نژادها به هم می تواند زیباتر می شود. حتی اگر نژادی به فرض از نظر فرهنگی و هوشی ضعیف باشد که فرض محال است آن ملتی که رشد یافته تر است باید دست ملت ضعیف را بگیرد نه آنکه تحقییرش کند.

اگر می خواهیم یک ملت نمونه باشیم باید از خودمان شروع کنیم همه تفاوت های فرهنگی و نژادی درون جامعه چند هزارساله خود را و همینطور با همسایگان عزیز مان که با آنها هم در طول تاریخ یک ملت بودیم را به جنبه مثبت انسانی و همیاری تبدیل کنیم. منافع ما باید با منافع ملت های دیگر جهان همسان و بر پایه حقوق انسانی و مشترکات ذاتی باشد. تا کی این همه توهین تحقیر و نسل کشی آنهم در این عصر مدرنیته ادامه داشته باشد. اگر بخواهیم یک جمع بندی از سخنان بکنیم این است که شما به خاطر حسن میهن پرستی هر سال به پاسارگاد ارامگاه کوروش بزرگ بروی و آنجا بگویی ما عرب ها رو دوست داریم! ما همه ملت های جهان را دوست داریم. این مفهوم حقیقی ناسیونالیسم انسانی و ایرانی است.

ملتی محبوب ملتهای دیگر جهان می شود که خودخواه، متکبر و خود برتربین نباشد. خیلی از این صفات زشت ما ناشی از عقده ها و حقارتهای تاریخی یا کنونی ماست. چون احساس کمبود های فراوان داریم با ناسیونالیسم افراطی پوشش می دهیم. موقعی ملتی پیشرفته و دوست داشتنی در جهان خواهیم بود که همه ملت ها را دوست داشته باشیم و معایب آن ملتها را به رخ شان نکشیم بلکه همه باید دست هم را بگیریم تا کل جهان یک ملت واحد شویم.

البته این مسیر و این هدف قطعا بزودی تحقق خواهد یافت اما شاید ما دوست داریم کمی زودتر در عصر ما این مفهوم بزرگ و آرمانی آخر زمانی یعنی ملت واحد جهانی به وقوع بپیوندند. البته این سخنان لزوما به معنی تایید مفاهیم مصطلح جهانی سازی که با اغراض سیاسی خاص آلوده هستند نمی باشد.

ایرانبیلد

جشن بیعت، امامت، عمر کشان،مغ کشان یا پوریم؟

%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa

در سال های اخیر جشنی به نام جشن بیعت با امام مرسوم شده است. که قبلا با جشن عمر کشان نهم ربیع الاول شناخته می شد. در واقع ایرانیان به اشتباه روز مرگ عمر سعد قاتل امام حسین را با مرگ عمر خلیفه دوم اشتباه گرفته اند. (مرگ حقیقی عمر خطاب در ماه ذی الحجه هست.) شاید در آغاز منظور از عمر همان عمر سعد بوده اما با توجه به پیوند این جشن با پیروز نهاوندی (ابولولوء) جشن عمر کشان به خلیفه دوم عمر خطاب ارتباط دارد که بعلت قوانین ایران ستیزانه و نژادپرستانه و اشغال ایران محبوب ایرانیان نبوده است. ایرانی ها اصولا در طول تاریخ مهاجمان و اشغال کنندگان کشور خود را نبخشیده اند. مانند اسکندر ، چنگیز خان، محمود افغان، صدام ….

فردا یا شب پایان وفات امام حسن عسگری، جشن جدیدی به نام جشن بیعت یا غدیر دوم نامگذاری شده که جای جشن قدیمی عمرکشان را گرفته است. برخی معتقدند این روز رفع القم هست طبق حدیثی که سند آن ضعیف است در این روز فرشتگان موکل، گناه افراد را نمی نویسند در واقع بهانه و ممانعتی برای کیفیت شادی وجود نداشته باشد این حالت بسیار شبیه به جشن پوریم یهودیان هست که در یک روز گناه و مستی آزاد است و آن روز مرگ هامان، وزیر خشایارشاه هخامنشی است که در کودتای ۱۳ نوروز کشته شده بود. البته داستان های یهودی درباره هامان و استر، مردخای ساختگی و خیالی است. برای مثال وزیر فرعون هم هامان نام داشته است.

برخی معتقدند جشن عمرکشان ادامه جشن مغ کشان دوره هخامنشی است که به خاطر کودتا ضد بردیا فرزند کوروش انجام شد. البته روایت داریوش از بردیای دروغین نیز ساختگی و جعلی است و آنکه توسط داریوش کشته شد فرزند واقعی کوروش بود که توسط داریوش و حلقه نزدیکش در کودتا کشته شدند. بعید نیست این سه داستان یعنی مغ کشان، عمر کشان و جشن پوریم یهودیان از یک ریشه باشند. مخصوصا که روز آزادی گناه در جشن پوریم و رفع قلم شبیه هستند.

اختصاصی ایرانبیلد

حسین غنمی مدعی اختراعات غیر قابل اجرا

%d8%ba%d9%86%d9%85%db%8c

مدتی است در فضای مجازی از مخترعی به نام حسین غنمی صحبت می شود که مدعی چند اختراع هست اما فقط در حد تئوری و زبان است. اما نکته عجیب دعوت صدا و سیما از او و ثبت ایده ها بعنوان اختراع است. چطور ایده ها را در ایران می شود به عنوان اختراع ثبت کرد در حالیکه حتی یک مدل عملی کوچک هم برای آنها ساخته نشده است.

یکی از این موارد ادعای ایشان اختراع قطار بدون چرخ است. ایشان مدعی است وزن قطار به خاطر موتور و چرخ هاست و او این وزن را در ساختار ریل انتقال داده است. البته در حد حرف بوده و عملا این کار هنوز نشده است و پیاده کردن همین ایده حتی نیاز به چند دهه مطالعه سنگین دارد. همان ادعای قرقره های متحرک ریلی خودش ایده ای عملا نشدنی است. هم از لحاظ کشف الیاژ مورد نظر اصطکاک خوردکی خنک گنندگی و هزینه مراقبت از این ریل های گران قیمت در بیابان و اما هزینه ساخت چنین ریل هایی خود چند برابر هزینه تمام شده قطار خواهد شد. وقتی ایده ای حتی برای یک کیلومتر در مقیاس کوچک پیاده نشده چطور در ایران بعنوان اختراع ثبت می شود؟ دنباله نوشتار

فیدل کاسترو خاکستر شد

cuba-castro

خاکستر فیدل کاسترو، روز یکشنبه ۴ دسامبر در شهر “سانتیاگو د کوبا” بخاک سپرده شد و به این ترتیب مراسم رسمی عزاداری ۹ روزه برای رهبر انقلاب کوبا به پایان رسید. شب گذشته، رائول کاسترو، رئیس جمهور کوبا و جانشین فیدل کاسترو، سوگند یاد کرد که راه برادرش را ادامه خواهد داد و از کشور و سوسیالیسم دفاع خواهد کرد.

بنابر گزارش‌ها، هزاران نفر از مردم کوبا در ورودی گورستان محل بخاکسپاری ماشین حامل خاکستر فیدل کاسترو را بدرقه کردند اما مراسم اصلی بخاک سپاری به گونه خصوصی و بدون سخنرانی مقام‌های رسمی برگزارشد. خبرگزاری فرانسه از قول “سگولن رویال segolene_royal” وزیر محیط زیست فرانسه که به نمانیدگی از کشورش برای شرکت در مراسم رسمی ادای احترام به فیدل کاسترو به کوبا رفته است گزارش داد که مراسم امروز «به سادگی» برگزار شد. دنباله نوشتار

آموزش دوست دختریابی در آلمان

%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1

بعلت رفتارهای نامناسب پناهجویان عرب و مسلمان با زنان و دختران آلمانی دولت آلمان برنامه وسیعی برای آموزش آنها برای رفتار با زنان و ایجاد دوستی به آنان تدارک دیده است.  با سرا زیر شدن بیش از یک میلیون پناهجو در آلمان،  هورست ونزل، مدرس ۲۷ سالۀ آلمانی،  شماری از پناهجویان  را نیز آموزش می دهد تا آنان بتوانند با زنان و دختران جوان رابطه ایجاد کنند. اکثر این پناهجویان را مسلمانانی تشکیل می دهد که از کشور های جنگ زده به آلمان پناه آورده اند. روابط میان مردان و زنان در کشور های اسلامی به طور گسترده متفاوت با کشور های غربی مثل آلمان است. دنباله نوشتار


output_nrpmHy
Iran
Iran
output_nrpmHy
Iran
Iran
Iran
notruf

     job