job job job job  job                                  jobjob

هشت دلیل بر رد معجزه «شق القمر»

شق القمر

نوشتار زیر را یک پژوهشگر دینی در سایت (از قرآن بپرس) askquran (لینک اصلی) در داخل ایران مطرح کرده است و جای بسی خوشوقتی و امیدواری است که امروزه پژوهشگران دینی معارف دین را بدون تعصب بر پایه منطق و خرد می سنجند. معجزه شق القمر نتیجه استنباط یا استدلال و تفسیر اشتباه یک آیه قرآن بود که موجب بروز خطا در میان مفسرین اولیه و بعدی قرآن شد در حالیکه پیامبر  ( و همچنین روایت صحابه ایشان) هیچ وقت بعد نزول این آیه مدعی معجزه شق القمر نبوده حتی استناد نکرده و یادآوری هم نکرده است. اینکه تنها دو نفر در آن معجزه حضور داشتند یعنی یکی یهودی و یکی ابوجهل را مفسران متاخر داستان سرایی نموده بودند و در دوران پیامبر هرگز معجزه شق القمر معروف نبوده است بلکه یکی از حوادث روز قیامت شق القمر معرفی شده است. چند پاسخی در اینترنت در تقابل نویسنده این نوشتار وجود دارد که در واقع نقدهای آغشته به فحاشی و تهمت و تکفیر متعصبانه است نه پاسخی بر پایه منطق و خردورزی. موارد فراوان مشابه وجود دارد که می توان درباره آنها هم بر پایه خرد و منطق در کرسی های آزاد اندیشی که از طرف رهبر انقلاب پیشنهاد شده است مورد بحث قرار گیرد. از جمله موارد مشابه می توان معجزه عددی قرآن نام برد که توسط یک مصری بر پایه های آمار های غیر اطمینان سلیقه ای و نادرست ارائه کرده بود اما بعدها توسط پژوهشگران رد نظریه آن اثبات شد و در سایت تابناک هم ارائه شده بود.

از شما دعوت می کنیم تحلیل زیبای زیر را که از معدود تحلیل های منطقی و خردگرایه در زمینه تفسیر قرآن است مطالعه بفرمایید:

اینجانب (نام مستعار خردبین) در این جستار برآنم که با اقامه ی چند دلیل، معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر اسلام (ص) یا اصطلاحا «شق القمر» را مورد شبهه قرار داده و بطلان آنرا با رجوع به عقل و خرد نشان بدهم. بنده در اینجا صرفا جانب عقل و خرد را داشته ام و چیزی نگفته ام مگر آنکه با عقل سازگار باشد. و تلاش کرده ام که هیچگونه غرض ورزی و تعصب شخصی دینی و غیر دینی را در آن دخیل ننمایم.

شـرح ایـن را گـفـتـمـی مـن، از مـری
لـیـک تـرســـم تـا نـلـغـــزد خـاطــــری

زیـن سـبـب مـن تـیـغ کـردم در غلاف
تـا کـه کـژ خـوانـی نـخـوانـد بـر خـلافیک

از تمام سروران و خوانندگان بزرگوار نیز تقاضا دارم که به دور از عصبیت های دینی و ایمانی، نور خرد و بینش خود را بر نوشتار بنده بیاندازند و اگر ایراد و پاسخی بدان دارند، بیان نمایند و اگر گفتار و نتیجه گیری بنده را خرد پسند می یابند، آنرا بپذیرند.

بدیهی است که بنده در اینجا هرگز قصد توهین یا بی احترامی به عقاید اشخاص یا مقدسات دینی را ندارم. بلکه میپندارم بزرگترین و والاترین احترام به یک اندیشه و فکر و آیین، آن است که آنرا از زنگار پندارهای بی پایه و اساس و باطل و مرده ریگ گذشتگان بیاراییم. بخصوص در حوزه ی دین که تاریخ نشان داده است که مستعد ترین حوزه برای پذیرش باورهای غیر عقلایی و خرد گریز می باشد.

بنده ابتدا طرح موضوع کرده و سپس شبهات و ایرادات خود را در 8 فقره بیان نموده و در پایان به نتیجه گیری خواهم پرداخت. البته شبهات دیگری نیز وجود دارد که فعلا همین 8 مورد را برای نتیجه گیری کافی میدانم.

در آیات اول و دوم سوره ی قمر چنین میخوانیم:

اقـتـربـت الـسـاعـه و انـشـق الـقـمـر(1) و ان یـروا ایـه یـعـرضـوا و یـقـولـوا سـحـر مـسـتـمـر(2)
آیه ی 1: آن ساعت (قیامت یا قیام رسول حق) نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد.
آیه ی 2: و اگر کافران بزرگ آیت و معجزی هم ببینند باز اعراض کرده و گویند که این سحری کامل است.
« ترجمه الهی قمشه ای»
مفسرین قرآن و عالمان اسلام، این دو آیه را بعنوان معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر در شب چهاردهم ذی الحجه (احتمالا سال چهارم بعثت) تفسیر میکنند. بنا بر روایتی، گفته میشود که کفار قریش از پیامبر خواستند که ماه را به دو نیم کنند، آنگاه پیامبر نیز ماه را به اشاره ای به دو نیم کرد. و این دو نیمه آنقدر از یکدیگر فاصله گرفتند که نیمی از ماه روی یک کوه و نیم دیگر روی کوه دیگری قرار گرفت. برخی هم گفته اند که دو نیمه ی ماه آنچنان از هم فاصله گرفتند که در دو طرف کوه قرار گرفتند. پس از انجام این معجزه، مجددا پیامبر با اشاره ی انگشت خود، دو نیمه را به هم نزدیک کرده وآندو به هم متصل شدند. البته روایات مشابه دیگری نیز در اینمورد وجود دارد. و برخی هم گفته اند که این واقعه دو مرتبه رخ داده است.

در تفسیر «اثنی عشری» جلد 12 صفحه 366 چنین میخوانیم:
«جمهور مفسرین از خاصه و عامه و اصحاب مانند ابن مسعود و ابن عباس و حذیفه یمانی و انس بن مالک و جبیر بن معطم و عبد الله عمر نقل نموده اند که ابوجهل و یهودی دیگر شبی به حضرت رسالت (ص) رسیدند و آن شب چهاردهم ماه و قمر به مرتبه بدر رسیده. ابو جهل گفت: بر وفق دعوی خود آیتی به ما بنما و الا سر تو را به شمشیر بردارم. فرمود: چه می خواهی؟ ابو جهل به یهودی گفت این شخص ساحر است و آنچه بخواهیم به قوت سحر به ما می نماید. یهودی گفت: به او بگو تا ماه را بشکافد که سحر را در آسمان تاثیری نیست و ساحران در آن تصرف و اقتدار ندارند. چون از اتیان عاجز شود او را به قتل رسانیم. ابوجهل گفت: این ماه را برای ما بشکاف. حضرت دعا فرمود، انگشت سبابه برآورد و اشاره به ماه نمود. قرص قمر به محض اشاره دو نیم شد. نصف بر جای خود و نصف دیگر به طرفی رفت و زمانی به آن هیئت بماند. حضرت به صدای بلند فرمود: اشهدوا اشهدوا. ابوجهل گفت: آن را ملتئم نما. حضرت اشاره فرمود، هر دو نصف بهم پیوست. یهودی که این معجزه باهره را دید ایمان آورد. لکن ابوجهل گفت: چشم ما را به سحر بسته و قمر را به حالت انشقاق به ما نموده. از جماعت مسافران که از اطراف آفاق برسند بپرسیم که ایشان در امشب انشقاق قمر را دیده اند یا نه. چون از آینده و رونده پرسیدند، جواب دادند در فلان شب ماه را به دو نیمه دیدیم. ابوجهل با وجود این معجزه عظیم، ایمان نیاورد و حمل نمود به سحر، کفار قریش تابع او شدند گفتند سحر است.»
——————————————————–

هشت دلیل بر انکار معجزه ی شق القمر

بنده چند ایراد و شبهه بر معجزه ی «شق القمر» دارم که برخی از آنها را بطور خلاصه در زیر مینگارم (البته ایرادات دیگری نیز وجود دارد که در صورت نیاز بعدا بیان میکنم):

1 – پیامبر انسانی است معمولی و فاقد توان معجزه گری: در قرآن مکررا و به صراحت گفته شده است که پیامبر انسانی است مانند انسانهای دیگر و ایشان هرگز تفاوتی با دیگر انسانها ندارند.

از اینگونه آیات میتوان به آیات 94 و 95 سوره ی «اسراء» اشاره نمود.
«مردم را چیزی از هدایت و ایمان باز نداشت وقتی که قرآن آمد جز این خیال باطل که گفتند آیا خدا بشری را هرگز به رسالت فرستاده است؟ ای پیغمبر بگو اگر فرشتگان را در زمین مسکن و قرارگاه بودی ما هم فرشته را از آسمان به رسالت بر آنها می فرستادیم (که رسول باید از جنس امت باشد وگرنه حجت معجزش پذیرفته نشود).» (ترجمه مهدی الهی قمشه ای)

بنا به تعریف، معجزه عملی است خارج از توان بشر و انسانهای عادی توانایی انجام آنرا ندارند. بنابراین از آنجایی که پیامبر یک انسان عادی و فاقد قدرتهای فوق طبیعی بود، و انجام معجزه نیز نیازمند قوای فوق طبیعی و خارج از توان انسان است، پیامبر دارای معجزه نبوده است و نمی توانسته که معجزه ی شق القمر را انجام بدهد. همچنین اگر چنین بگوییم که این معجزه به قدرت خود پیامبر رخ نداده، بلکه توان و اذن آن از جانب خداوند به پیامبر اهدا شده است، باز هم تفاوتی در این ایراد نمیکند. بدین دلیل که در اینحالت، پیامبر دارایی رابطه ای خاص با خداست که در دسترس دیگر انسانها نیست. یعنی بواسطه ی رابطه ای غیر طبیعی، واسطه ی انجام این معجزه شده است.

——————————————————–

2 – خود پیامبر اذعان دارد که معجزه ای ندارد: پیامبر بارها در جواب افرادی که از ایشان طلب معجزه میکردند، می فرمودند که نمی توانند معجزه بکنند و یا با توجیهات مختلف از انجام معجزه شانه خالی میکردند. بعنوان نمونه میتوان به آیات 181 و 184 سوره ی «آل عمران» و آیه ی 7 سوره ی «رعد» و آیه ی 37 سوره ی «انعام» و آیه ی 59 سوره ی «اسراء» و آیاتی دیگر اشاره نمود.

بعنوان نمونه، زمانیکه قریش از پیامبر طلب معجزه کردند، پیامبر در جواب آنها آیه ی 59 سوره اسرا را خواند که در آن از آوردن معجزه امتناع میشود و دلیل نیاوردن معجزه توسط پیامبر، بیان میشود.

سوره اسراء آیه 59:
وَ مَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا (59)
و هيچ چيز، ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان، آن معجزات را تكذيب كردند و به قوم ثمود ناقه داديم كه معجزه اى روشن بود، ولى به آن ستم كردند و ما معجزات را جز براى هشدار دادن به مردم نمي فرستيم. (59)

دلیل طفره رفتن پیامبر از آوردن معجزه این است که اقوام پیشین نیز از پیامبر خویش طلب معجزه نمودند ولی مردم آنها پس از دیدن معجزه، باز هم ایمان نیاوردند، پیامبر به همین دلیل از آوردن معجزه امتناع کرده و شانه خالی میکند. در برخی تفاسیر مانند «مجمع البیان»، در ذیل این آیه گفته شده است که “ما معجزاتی که آنها میخواهند را نمی آوریم، زیرا علم داریم که آنها ایمان نمی آورند. بنابراین فرستادن آیات، کار بیهوده ای خواهد بود(!).” (تفسیر مجمع البیان / جلد 14 / صفحه 161)

در عبارت ابتدای این آیه، صراحتا از جانب خدا گفته میشود که “هيچ چيز، ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه …”. معنای این جمله آن است که پیامبر اسلام فاقد معجزه بوده است و در اینجا سعی میشود که دلیلی بر معجزه نداشتن پیامبر اقامه شود. به عبارتی دیگر پیش شرط معنا داری این آیه، این است که پیامبر فاقد معجزه باشد، در غیر اینصورت مقدمه ی این آیه، لغو خواهد شد. اگر پیامبر دارای معجزه می بود، دلیل آوردن بر عدم داشتن معجزه از طرف پیامبر، سخنی لغو و بیهوده خواهد بود.

از طرفی در هیچ کجای قرآن پیامبر صراحتا معجزه ای را به خود نسبت نداده است (بجز احیانا خود قرآن). هر چند که معمولا از قضیه ی «معراج» بعنوان معجزه یاد شده و آنرا سفری جسمانی به آسمان هفتم و درگاه خدا میدانند، اما معجزه بودن سفر «معراج» نیز مورد مناقشه و تردید است.
اکنون آیا این آیات با تفسیری که معمولا از آیات اول و دوم سوره ی قمر میشود، منافات ندارد؟ چگونه میتوان قبول کرد که در چندین جای قرآن، پیامبر به صراحت میگوید که نمیتواند معجزه بکند و از انجام آن به دلایل مختلف طفره میرود، ولی در جای دیگر قرآن، معجزه ی عظیمی مانند شکافتن ماه را به خود نسبت بدهد؟ آیا این یک تناقض واضح و آشکار نیست؟

راه حل این است که بگوییم منظور از شق القمر معجزه ای نیست که توسط پیامبر انجام شده باشد، بلکه معنای دیگری دارد. در اینصورت مشکل تناقض میان آیات حل میشود.

——————————————————–
3 – تناقض به لحاظ تاریخی در میان آیات قرآن: سوره ی «قمر» یک سوره ی مکی است که در اوایل بعثت نازل شده است(احتمالا سال چهارم بعثت نازل شده است) و آیات آن از آیات دیگری که در آنها از پیامبر درخواست انجام معجزه میشود و پیامبر پاسخ منفی میدهد، قدیمی تر است. چگونه پیامبر در ابتدا چنین معجزه ای انجام داده است ولی وقتی بعدا مجددا از او تقاضای معجزه شده است، اظهار ناتوانی میکند؟ اگر واقعا منظور از این آیات، معجزه بوده باشد، بنابراین وقتی بعدا کافران از پیامبر در خواست معجزه کردند، ایشان نباید اظهار ناتوانی میکرد. لااقل باید مجددا کافران را به همان معجزه شکافتن ماه ارجاع میداد. مثلا میفرمودند که یکمرتبه ماه را شکافته ام ولی با اینحال بسیاری ایمان نیاورده اند، بنابراین دوباره معجزه نخواهم کرد. یا میفرمودند که خواستاران معجزه، بروند از آنانی که معجزه ی شکافته شدن ماه را دیده اند، سوال نمایند. بعبارتی ما در جای دیگری از قرآن نمی بینیم که پیامبر به معجزه ی شکافتن ماه اشاره نماید. در مقابل ما بارها شاهدیم که از ایشان تقاضای معجزه میشود ولی ایشان حتی یکبار هم نمیگویند که در فلان روز من ماه را شکافتم.

مسلما حالت معقول این است که اگر پیامبر واقعا تا قبل از سال چهارم بعثت (سال نزول سوره ی قمر)، معجزه ی بزرگی مانند دو نیم کردن ماه انجام میداد، در سالهای بعد که مردم مکررا از ایشان تقاضای معجزه میکردند؛ جواب منفی نمی دادند، بلکه مجددا همان معجزه ی شق القمر را به مردم یادآوری مینمودند. بنابراین این مورد، قرینه ای است بر اینکه پیامبر ماه را نشکافته است.

——————————————————–

4 – به چه دلیل پیامبر در زمانی معجزه ی شکافتن ماه را انجام داده است، ولی در زمانهای بسیار دیگر که از ایشان در خواست معجزه میکردند، دیگر معجزه ای انجام ندادند؟ به دیگر سخن، اگر سنت خدا این بود که پیامبر معجزه نکند، پس همین یکبار را هم نباید معجزه میکرد و اگر سنت این بوده که برای هدایت مردم از معجزات استفاده بشود، چرا فقط همین یکبار معجزه شده است و به درخواستهای بعدی برای انجام معجزه جواب منفی داده شده است؟ پیامبر براحتی میتوانست خیل عظیمی از مردمان را با اینگونه معجزات، مسلمان کند. هر چند که مسلما برخی کافران همین معجزات را نیز انکار میکردند، ولی بلاشک بسیاری دیگر هم قبول میکردند. خود پیامبر تلاش های فراوان می نمود تا عده ای را به طرق مختلف مانند جنگ به اسلام وارد نماید، اما براحتی میتوانست خیل عظیمی را توسط همین معجزات وارد اسلام نماید و از بسیاری جنگها و خونریزی ها جلوگیری بکند یا شدت و وسعت آنها را کاهش بدهد.

——————————————————–

5 – ترجمه ی کلمه ی «الساعه» :

ترجمه صحیح کلمه ی «الساعه» بنا به دلایل زیر، «قیامت» است:
دلیل اول: تقریباً هرجای قرآن که واژه الساعه آمده است منظور قیامت بوده است (برای نمونه نگاه کنید به الأنعام: ٣١، الأعراف: ١٨٧ ، يوسف: ١٠٧ ، الحجر: ٨٥ ،النحل: ٧٧ ، مريم: ٧٥ ، الحج: ٥٥ ،الروم: ١٤ ،غافر: ٤٦ ،فصلت: ٤٧ ،الشورى: ١٧ ،الزخرف: ٨٥ ،النازعات: ٤٢ ،محمد: ١٨ ،الجاثية: ٢٧)

دلیل دوم:آیات 7 و 8 سوره ی قمر نیز به روشنی به این اشاره دارند که مرده ها از قبر ها بیرون می آیند و کافران فرار میکنند که تماماً نشانه های روز قیامت است و دلیلی است بر اینکه در آیه اول این سوره نیز محتملا کلمه ی «الساعه»، اشاره به قیامت دارد. یعنی آیات ابتدایی سوره ی قمر پیرامون وقایع و نشانه های رستاخیز و قیامت است.

دلیل سوم: آیه 46 همان سوره نیز دوباره به “الساعه” اشاره میکند، اینبار روشن است که منظور قیامت است:

سوره قمر آیه 46: بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ ‌
(علاوه بر اين) رستاخيز موعد آنها است و مجازات قيامت هولناكتر و تلختر است.
بنابر سه دلیل فوق، در آیات ابتدای سوره ی قمر، کلمه ی «الساعه» اشاره به قیامت داشته و ارتباطی با دوره ی زمانی پیامبر ندارد.

——————————————————–

6 – مجهول بودن فاعل جمله: در آیه 1 سوره ی «قمر»، نامی از پیامبر برده نشده است، یعنی عمل «شق القمر» به صراحت به پیامبر منسوب نشده است. به چه قرینه ای باید بدانیم که فاعل این فعل، پیامبر است؟ به چه دلیل گفته میشود که این عمل را پیامبر انجام داده است در حالیکه فاعل جمله پیامبر نیست !؟
البته در برخی تفاسیر در اینمورد به محتوای آیه ی دوم اشاره میشود، و در پرتو معنای آیه ی دوم، گفته میشود که فاعل جمله ی اول پیامبر است. اما اگر به معنای آیه ی دوم هم توجه کنیم، هیچ قرینه و دلیلی نمی یابیم که مشخص شود الزاما فاعل جمله ی اول پیامبر است.
یکبار دیگر ایندو آیه را میخوانیم: «آن ساعت (قیامت) نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد. و اگر کافران بزرگ آیت و معجزی هم ببینند باز اعراض کرده و گویند که این سحری کامل است.»
همانطور که دیده میشود هرگز از این دو آیه نمیتوان نتیجه گرفت که عمل شکافته شدن ماه توسط پیامبر انجام شده باشد بلکه فاعل جمله مجهول است. اما اگر عمل شکافته شدن ماه را نشانه ای از قیامت بدانیم، آنگاه آیه ی دوم نیز در پرتوی آن معنا پیدا میکند. بدینگونه که با نزدیک شدن زمان قیامت، ماه شکافته میشود، اما با اینحال همچنان منکران از پذیرش قیامت و معاد سر باز زده و آن نشانه ها و وقوع قیامت را منکر میشوند.

——————————————————–

7 – فقدان شاهد: تا کنون هیچ سند علمی و تاریخی قابل اعتماد که نشان بدهد 1400 سال قبل ماه شکافته شده است، ارائه نگردیده. در این زمینه تنها شواهد موجود مربوط به روایات و احادیثی است که توسط خود مسلمین بیان شده و یا تواریخی که به دست خود مسلمین و بر اساس همین روایات و داستانها نوشته شده اند. اینگونه روایات و داستانها صرفا ساخته و پرداخته های اذهان خیالپرداز مسلمانانی بوده است که پس از وفات پیامبر، شروع به ترفیع مرتبت پیامبر نمودند و انواع و اقسام معجزات و امور محیر العقول را به ایشان نسبت دادند. در صورتیکه پیامبر هرگز چنین اعمالی را انجام نداده است بلکه خود او نیز در قرآن صراحتا به عجز خود بر معجزه معترف بوده است. هیچ گاه پیامبر اسلام در طول زندگانی خود عمل محیر العقولی را به خویش نسبت نداد و هرگز ادعا ننمود که توانای انجام معجزه دارد. واقعه ی دو نیم شدن ماه نیز مانند معجزات دیگر از قبیل سایه نداشتن پیامبر، سلام سنگ و چوب بر ایشان، حرکت درخت و سنگ در زمان قضای حاجت ایشان و دیدن پشت سر و شفا بخشی بول ایشان و …، تماما برساخته های تاریخی هستند که به تدریج بدلیل تکرار کتبی و شفاهی فراوان آنها، توسط اکثر مسلمین پذیرفته و جزء عقاید آنان گشته و هیچگونه شکی را در آنها خوش نمیدارند.

مشاهده ی واقعه دو نیم شدن ماه، لااقل توسط نیمی از مردم کره ی زمین قابل مشاهده بوده است، اما از هیچکدام از این ممالک و اقوام، گزارش موثقی مبنی بر مشاهده ی آن وجود ندارد. اگر چنین واقعه ای رخ میداد، نه تنها مردم عرب، بلکه حتما تمام جهان آن روز را بسیار تکان میداد بگونه ای که گزارشات فراوانی از آن نگاشته میشد و تاثیر انفجاری بر عقاید تمام مردمان میگذاشت. در تفاسیر و روایات آمده است که این معجزه نه تنها توسط افراد همراه پیامبر مشاهده شده است، بلکه برخی کاروان هایی که در راه مسافرت بوده اند نیز آنرا مشاهده کرده و بر دیدن آن گواهی داده اند. پس چگونه ممکن است که دو نیم شدن ماه فقط در روایات اسلامی ذکر شده است و هیچ گونه گزارشی در کتب تاریخی و علمی و نجومی دیگر کشورها نیست؟ قابل ذکر است که در همین زمان در یونان، رصدخانه ها و آکادمی نجوم وجود داشته اند که از صدها سال قبل برپا بوده اند.

چگونه میتوان قبول کرد در روزگاری که رصدخانه هایی در کشورهای مختلف وجود داشته، و بطور متوالی منجمان چینی و یونانی و کاهنان مصری ( و پارسی ) چشم به آسمان داشته اند، چنین اتقاق شگرفی را در مقابل چشم خود ندیده وگزارش نکرده باشند؟ همانطور که میدانیم، مصریان بیش از 5000 سال قبل، با نجوم و حرکات سماوی آشنایی کامل داشته اند و بطور مستمر آسمان توسط کاهنین مذهبی با اهداف مذهبی و پیشگویی آینده زیر نظر بوده است. یونانیان و آتـنی ها نیز لااقل از 2500 سال قبل با نجوم آشنایی داشته و مستمرا اجرام سماوی را رصد میکرده اند و هرگز نمیتوان قبول کرد که چنین واقعه ی عظیمی در مقابل چشمان همه ی جهانیان رخ دهد ولی گزارشات مبسوطی از آن باقی نمانده باشد.

برخی از مفسرین در جواب این ایراد گفته اند که فقط نیمی از مردم زمین که در آنجا شب بوده، قادر به دیدن این واقعه بوده اند، و گفته اند که در همین نیمکره نیز عده ی زیادی از مردم در خواب بوده اند، در مناطق دیگر نیز هوا ابری بوده و ماه مشهود نبوده است… . و در نهایت با هزار توجیه گیری عبث و مضحک سعی میکنند که توجیهی برای آن بتراشند. جالبتر اینکه در نهایت نیز میگویند آن دسته از مردمان هم که در آن شب بیدار بوده اند، سر به پایین داشته و به بالای سر خود نگاه نکرده اند! بطلان و بی پایگی این گونه دلیل تراشی ها نیز بر خواننده پوشیده نیست و چنین توجیهات پوچی نیاز به رد کردن ندارند. بدون شک عدم مشاهده و عدم وجود گزارشات از واقعه عظیمی چون دو نیم شدن ماه در مقابل چشم جهانیان، را نمیتوان با اینگونه دلیل تراشی ها توجیه نمود.

در برخی دیگر از تفاسیر گفته شده است که تمام گزارشاتی که از این واقعه در کتب تاریخ در دنیا نوشته شده بوده، توسط دشمنان اسلام و پیامبر حذف شده اند تا از اینطریق حقانیت پیامبر بر آیندگان ثابت نشود. بلاهت این توجیه گری نیز روشن است. هرگز پذیرفته نیست که بگوییم در تمام دنیا و در میان اقوام و ممالک مختلف و دور از هم، توطئه ای هماهنگ و گسترده بر علیه پیامبر رخ داده و گزارش این معجزه از تمام کتب تاریخی و علمی همه ی کشورها حذف شده باشد! این اظهار نظر بیشتر نشان دهنده ی «توهم توطئه» ی مفسر (و احیانا نگاه متعصبانه ی او) است تا دلیلی بر فقدان گزارش شکافته شدن ماه!

البته برخی نیز ادعا کرده اند که این واقعه توسط یک پادشاه هندی مشاهده شده است و وی پس از مشاهده ی این واقعه و خبردار شدن از اینکه این عمل توسط پیامبر اسلام انجام شده است، مسلمان شده. و نیز ادعا میکنند که این گزارش در کتابی نیز نگاشته شده است. اما این افراد از خود سوال نکرده اند که چگونه است از میان تمام افرادی که شرایط مشاهده ی ماه را به لحاظ جوی و مکانی داشته اند، فقط همین یک نفر و آن هم مخصوصا یک پادشاه(!) آنرا مشاهده کرده است.

——————————————————–
GPN-2000-001486

8 – فقدان آثار: از لحاظ علمی اگر واقعه ای به عظمت دو نیم شدن کره ی ماه رخ دهد، آثار فیزیکی و نجومی فراوانی از خود بر جا خواهد گذاشت. بعنوان مثال دو نیمه شدن ماه، میتواند باعث بر هم خوردن مدار حرکت ماه به دور زمین شود. این واقعه میتواند منجر به جذب ماه به سمت زمین و بر خورد آن با زمین گردد که در اینصورت تمام جانداران کره ی زمین نابود خواهند شد. در حالت دیگر ممکن است که باعث افزایش یا کاهش شعاع مدار گردش ماه به دور زمین گردد که آن نیز آثار زیست محیطی فراوانی بر زمین می گذارد. همچنین ممکن است باعث جابجایی مکانی قطب های مغناطیسی ماه گردد، چراکه هسته ی ماه متشکل از آهن است و با دو نیم شدن آن، هر نیمه ی آن دارای قطبهای مغناطیسی جداگانه خواهند شد و در صورت اتصال مجدد آندو، باز هم قطبهای مغناطیسی به حالت اولیه خود باز نخواهند گشت. همچنین این واقعه بطور قطع و یقین، باعث تغییر زاویه ی انحراف از محور زمین خواهد شد که آن نیز عواقب وخیمی در تعادل فصول و جو و محیط زیست زمین میگذارد. البته وقوع هر یک از این حالات مختلف، بستگی به این دارد که جهت و میزان نیروی وارد بر ماه برای شکافتن و اتصال مجدد آن و نحوه ی انجام اینکار چگونه باشد.

خلاصه ی کلام اینکه اگر چنین واقعه ای در 1400 سال پیش رخ میداد، خود آن واقعه، علت وقوع یکسری تغییرات عظیم و گسترده ی نجومی و فیزیکی و زیستی بر زمین و ماه میشد که حتی امروزه نیز میتوانستیم به مدد علم، آثار آنرا بررسی نماییم (البته اگر باعث نابودی حیات روی زمین نمیشد!). در صورتیکه شاهدیم علم امروزی، هیچگونه آثاری از دو نیمه شدن ماه گزارش نکرده است و غیر ممکن است که آثار چنین واقعه ی شگرفی از دید علم نجوم پنهان مانده باشد. در اینمورد کافی است بدانیم که هم اکنون علم قادر است وقایع نجومی هزاران و بلکه میلیون ها و میلیاردها سال قبل را بازگو نمایند، همچنانکه جزئیات ثانیه های نخستین پس از بیگ بنگ در 15 میلیارد سال قبل، امروزه مورد بررسی است. بنابراین هرگز پذیرفته نیست که واقعه دو نیم شدن ماه (تنها به فاصله ی 1400 سال قبل) و تبعات گسترده ی آن از دید علم امروز پنهان مانده باشد.

هـم سـوال از عـلـم خـیـزد هـم جـواب
هـمـچـنـانـکـه خـار و گـل از خـاک و آب

متاسفانه در این زمینه برخی افراد ناآگاه از علوم و افراد متعصب دینی که تلاش میکنند به هر نحو ممکن عقاید دینی خود را حفظ نمایند، چشم بر تمام وقایع و شواهد علمی بسته و گاهگداری شایعات مضحکی را منتشر میکنند. زمانی گفته میشود که یک فضانورد در سفر به ماه، شکافی در ماه مشاهده نموده است(!) که بصورت یک کمربند، سرتاسر ماه را در بر گرفته است. و میگویند که این شکاف، محل دو نیم شدن ماه است!

بار دیگر بدون مدرک موثق، میگویند که دانشمندان ناسا در اینمورد گزارشی علمی تهیه نموده و در آن ثابت نموده اند که ماه در گذشته، به دو نیم شده است! و آنقدر آنرا تکرار میکنند که خودشان هم این اباطیل را باور میکنند. درصورتیکه هیچگونه سند و مدرک و گزارشی در اینباره در ناسا وجود ندارد.

تمام این گزارشات، بجز شایعاتی عامیانه و بی ارزش چیز دیگری نبوده و هیچگونه پشتوانه ی علمی ندارند. بطوریکه با اندک پیگیری آنها، بی اساس بودن این دسته از گزارشات هویدا میشود. آنچه که مسلم است، بر سطح ماه چند نوع دره و شکاف و بریدگی (rille) با اشکال مختلف وجود دارد که دلایل مختلفی نظیر حرکت مواد مذاب و ایجاد شیارهای مستقیم کانال مانند بر سطح ماه، فعالیت های زیر زمینی و وقوع رانش سطح ماه و شکافت پوسته ی آن بشکل دره و ایجاد دیواره و برخورد شهاب سنگ ها و … دارند.

تنها بعنوان نمونه، یکی از اینگونه شایعات را در ذیل بررسی کرده و بطلان آنرا نشان میدهم.

یکی از این شایعات که متاسفانه بطور گسترده در سطح اینترنت پخش شده است، مربوط است به سخنرانی آيت‌الله بی‌آزار شيرازی که گویا در نشست «شق‌القمر معجزه پيامبر اعظم (ص) با استناد به تحقيقات ناسا» ایراد شده است. این نشست توسط معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مركز پژوهش‌ها و فعاليت‌های قرآن و عترت) برگزار شده است.

در طی این سخنرانی، آیت الله بی آزار شیرازی، به نقل از دكتر «ديويد پيد كوك» (رئيس كرسی حزب اسلامی بريتانيا) اظهار کرده است که سه فضانورد که توسط آپولوی 10 به ماه سفر کرده بوده اند، در یک برنامه ی تلویزیونی شرکت کرده و ادعا نموده اند که بر روی کره ی ماه، “شكاف‌هايی كمربندی” وجود دارد که “دور تا دور ماه” را در بر گرفته است و ماه را به دو قسمت مساوی تقسیم نموده است. همچنین ادعا شده است که این سه فضانورد، این شیارها را ناشی از “دونیمه شدن ماه و جوش خوردن مجدد آن” دانسته اند. در این رابطه نیز به عکسی که توسط آپولو 10 گرفته شده است استناد میشود.

GPN-2000-001486

بنده در مورد این خبر که متاسفانه بدون تحقیق و بررسی و بطور گسترده در اینترنت و رسانه ها و مطبوعات منتشر شده است، تحقیق نموده و دریافتم که این خبر کذب است. در اینجا لازم است که بنده نتیجه ی پیگیری های خودم را به منظور نشان دادن بطلان این خبر درج نمایم:

1 – فردی که آیت الله بی آزار شیرازی از وی نقل قول کرده است، دکتر «ديويد موسی پيدکوک» (رئيس حزب اسلامی بريتانيا) می باشد که در رابطه با نقل قولهایی که از جانب وی صورت گرفته شده است، فردی از طریق ایمیل با وی مکاتبه نموده و وی این نقل قولها را شایعه و کذب دانسته است.

توجه: هر یک از دوستان که مایل باشند، میتوانند از طریق سایت دکتر پیدکوک (و یا ایمیل feedback@islamicparty.com)، با او تماس گرفته و خودشان کذب بودن این را مدعیات را سوال نمایند.

صفحه ی شخصی دکتر پيدکوک را در اینجا ببینید: http://www.islamicparty.com/people/david.htm

صفحه ی ارسال سوال برای آقای پیدکوک: http://www.islamicparty.com/feedback.htm

صفحه ی مربوط به ایمیلی که از پیدکوک در مورد نقل قولها سوال شده است و وی آنرا شایعه دانسته است:
http://www.mail-archive.com/islamcit…/msg02010.html

2 – تصویری که در رابطه به شیار کمربندی به دور ماه به آن استناد میشود، تصویر یکی از شیارهای از نوع «مستقیم» (Straight Rilles) در ماه می باشد که در سال 1969 توسط سفینه ی آپولو 10 از سطح ماه گرفته شده است. نام علمی این شیار، Ariadaeus Rille میباشد. برخلاف آنچه که گفته میشود، این شیار بصورت کمربندی دور تا دور ماه را فرا نگرفته است، بلکه طول آن تنها 300 کیلومتر میباشد (قطر ماه 3,476 کیلومتر است) و از پیدایش آن نیز میلیونها سال میگذرد. و هیچگونه شیاری که سرتاسر ماه را فرا گرفته باشد، روی ماه وجود ندارد. همچنین در اسناد و تصاویر و گزارشات ناسا نیز هیچگونه اشاره ای به وجود چنین شیار یا دو نیم شدن ماه وجود ندارد و کلیه ی گزارشاتی که در این مورد به ناسا منتسب میشود، کاملا بی اساس و کذب میباشد.

مشاهده ی صفحه مشخصات این عکس در سایت ناسا: http://grin.hq.nasa.gov/ABSTRACTS/GPN-2000-001486.html

شیار Ariadaeus Rille یکی از دهها شیار مستقیمی است که بر روی ماه وجود دارد. برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد این شیار و دیگر شیارهای «مستقیم» معروف در ماه و مشاهده ی مشخصات و جایگاه آنها روی سطح ماه به اینجا بروید (سایت رسمی ناسا):
http://www.hq.nasa.gov/office/pao/Hi…-362/ch6.3.htm

همچنانکه در مشخصات علمی این شیار در سایت رسمی ناسا مشاهده میشود، هیچگونه اشاره ای به غیر طبیعی بودن بودن این شیار نشده است، بلکه این شیار مانند بسیاری شیارهای «مستقیم» دیگریست که در جای جای ماه مشاهده میشوند. تاریخ پیدایش این شیارها، مربوط به میلیونها سال قبل است و نه 1400 پیش!

بنابراین هیچگونه شیاری که بصورت کمربندی دور تا دور ماه را فرا گرفته باشد و مرتبط با چند سده ی قبل باشد، روی ماه وجود ندارد. بطلان مدعیات فاقد سند آیت الله بی آزار شیرازی توسط تکذیب دکتر پیدکوک ثابت شد و شیار کمربندی مورد ادعا، یک شیار عادی در ماه است که نمونه های فراوان دیگری نیز از آن روی ماه وجود دارد که بدلایل مختلف زمین شناسی ایجاد شده اند. و هیچگونه گزارش و سند علمی نیز تاکنون از وجود چنین شیاری یا دو نیم شدن ماه، ارائه نشده است.

——————————————————–

آن کـس اسـت اهـل بـشـــــارت کـه اشـارت دانـد
نـکـتـه هـا هـسـت بـسـی مـحرم اسرار کجاست
حــافـــظ از بــاد خـزان در چــمــن دهــر مــرنــــج

فــکــر مــعـقـول بـفـرمـا گـل بـی خـار کـجـاسـت

نتیجه گیری: از مواردی که در بالا پیرامون معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر ذکر شد، میتوان نتیجه گرفت که انتساب این عمل به پیامبر خلاف عقل و شواهد علمی و خلاف نص صریح قرآن است که پیامبر را فاقد معجزه میداند. بنابراین معجزه ی شکافته شدن ماه توسط پیامبر انجام نشده است و منطقی تر این است که کلمه ی «ساعت» را در این آیه بمعنای «آخرت» در نظر بگیریم. یعنی شق القمر را واقعه ای بدانیم که در آخرت رخ خواهد داد و آنرا بیانی سمبولیک از تغییر در قوانین حاکم بر اجرام سماوی یا فروپاشی اجرام سماوی و قوانین حاکم بر آنها و نظایر آن بدانیم. خصوصا اینکه زمان فعل این جمله، ماضی محقق الوقوع است که در زبان عرب، خبر از وقوع یک مسئلۀ قطعی در آینده می دهد.

در پایان به یکی از تفاسیر معقول و خرد پسندی که در مورد این دو آیه وجود دارد اشاره می شود:

«یا محمد روز قیامت نزدیک میشود از علائم آن روز اینست که کره قمر منشق شده محو میگردد. خلاصه و تاویل از علائم قیامت آنست که کره ماه شکافته خواهد شد.»
تفسیر «کشف الحقایق» / جلد 3 / صفحه ی 454

لطفا اگر میخواهید به هر یک از ایرادات من پاسخ بدهید، ابتدا هرگونه تعصب مذهبی را از خود دور کرده و با دیده خرد بین و حقیقت جو بدان بنگرید.
اینجانب با رویی گشاده منتظر نظارت همه ی دوستان هستم.
همچنین لطفا برای پاسخدهی به هر یک از ایرادات، شماره ی آنرا نیز ذکر نمایید.

هــاتـفـی از گـوشـه ی مـیـخـانـه دوش
گـفـت بـبـخـشـیـد گـنـه مـی فـــــروش
لـــطـــف الـــهـی بـکـنــد کـار خـویــش
مـــژده رحــــمــــت بـرســانـد ســروش
لــطــف خــدا بـیـشـتـر از جـرم ماست
نـکــتـه سـر بـسـتـه چه دانی خموش
گـوش مـن و حـلـقـه ی گـیـسوی یار
روی مـــن و خـــاک در مـــی فــروش

با احترام.
سبز و سر بلند باشید.
خـردبـیـن.
05 / 07 / 1388 یکشنبه

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*








7 پاسخ برای“هشت دلیل بر رد معجزه «شق القمر»

  1. عباس گفت:

    آيه شريفه اشاره به معجزه «شقّ القمر» دارد كه خداوند به دست حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله) پيش از هجرت، به درخواست مشركان مكّه انجام دادند،1 ولي مشركان آن را جادو خواندند و به خاطر پيروي از هوا و هوس هاي خود، آن حضرت را دروغگو شمرده، نبوّتش را نپذيرفتند.
    در روايات فراواني از شيعه و اهل سنّت آمده است: شب چهاردهم ماه ذي الحجه، هنگامي كه ماه تازه طلوع كرده بود، پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) اشاره كردند و ماه به دو نيم تقسيم شد و لحظاتي به همان حال باقي بود، سپس به هم چسبيد و به شكل اولش درآمد.2
    بنابراين، بدون شك، مراد از «انشّق القمر» همان شقّ القمري است كه به دست پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) انجام گرفت.
    پاسخ به چند شبهه: درباره دلالت اين آيه بر «شق القمر» و نيز اصل مسئله «شق القمر» از سوي ناباوران به خوارق عادات، شبهاتي مطرح شده است كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود:3
    1. اين آيه (قمر: 1) مربوط به قيامت است4 و دلالت دارد بر اينكه ماه در قيامت دو تكّه مي شود; و چون حتماً واقع مي شود، با لفظ ماضي آمده است. ذكر «اقتربت السّاعة» پيش از آن، شاهد بر اين مطلب است.
    پاسخ اين است كه ظاهر آيه با اين سخن سازگار نيست; زيرا اولا، آيه شريفه درباره قيامت مي فرمايد: (اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ)، ولي درباره دو تكّه شدن ماه مي فرمايد (وَ انشَقَّ الْقَمَرُ)، كه از امر واقع شده حكايت مي كند و نفرموده است: «اِقْتَربَ اِنشِقاقُ الْقَمر» يا «اقتربت السّاعة و انشقاق القَمر.» گرچه قرآن كريم آثاري براي قيامت بيان مي كند كه روايات آنها را «اَشْرَاط السَاعَة»5 ناميده است، اما اينها معمولا با كلمه «اذا» بيان مي شود; مانند: (اِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ) (انفطار: 1) و (اِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ.)(انشقاق: 1)
    ثانياً، آيه بعدي كه اشاره دارد: آنها هر آيه ديگري را نيز ببينند حمل بر سحر مي كنند، شاهد بر اين است كه دو پاره شدن ماه نشانه اي الهي و معجزه اي بود كه مردم آن را ديدند، ولي سحرش خواندند. مضمون اين آيه با وقوع «انشقاق القمر» در قيامت تناسب ندارد; زيرا قيامت عالم ظهور حقايق است و كسي نمي تواند حقايق را انكار كند و هر نشانه الهي را كه ديد، سحرش بخواند.
    2. آيه به اين حقيقت علمي اشاره دارد كه ماه از زمين جدا شده است. يكي از نظريه هاي كيهان شناسي اين است كه زمين از خورشيد جدا شده و ماه نيز از زمين. از اين روست كه ماه به دور زمين مي چرخد و قمر زمين است.6
    اين سخن نيز درست نيست; زيرا اولا، همانند ديدگاه پيشين، خلاف ظاهر آيه است; چون اين واقعه به عنوان نشانه الهي و معجزه بوده، نه به عنوان يك امر طبيعي تكويني. ثانياً، واژه (انشّق) بر جدا شدن ماه از زمين دلالت ندارد; زيرا (انشّق)به معناي «پاره شد، از هم جدا شد و شكافت» است. اگر خداوند مي خواست جدا شدن ماه از زمين را بيان نمايد، بايد مي فرمود: «اِشتَقَّ القمرُ» يا «اِنفَصَلَ القمرُ».
    3. اگر واقعاً چنين حادثه مهمي رخ مي داد و ماه در آسمان به دو نيم تقسيم مي شد، مي بايست مردم ديگر سرزمين ها نيز مي ديدند و تاريخ نويسان آن را ثبت مي كردند و دانشمندان نجوم نيز به آن توجه مي كردند و در كتاب هاي علمي خود مي آوردند، و حال آنكه نه در كتاب هاي تاريخي موجود خبري از آن هست و نه در كتاب هاي علم نجوم.
    پاسخ اين است كه اولا، معجزه دو نيم شدن ماه يك حادثه غيرمنتظره بود و مردم نيز همواره چشم به آسمان نبودند تا حتماً دو نيم شدن ماه را در صورت وقوع ديده باشند. چه بسيار حوادث جوّي كه رخ داده است و يا رخ مي دهد، ولي مردم از آن آگاه نشده اند. ثانياً، اين حادثه در ابتداي زمان طلوع ماه و به مدت زمان اندكي رخ داده است كه با توجه به اختلاف افق ها، هنوز ماه در بسياري از مناطق طلوع نكرده بود. بنابراين، رؤيت نشدن آن در مناطق ديگر دليل بر عدم وقوع آن نيست. ثالثاً، در آن زمان، وضع بدين صورت نبود كه تمام حوادث و وقايع ضبط شده، به همه خبر داده شود; زيرا وسايل ارتباط جمعي وجود نداشت.7
    4. دو نيم شدن ماه و به هم چسبيدن آن ممكن نيست; زيرا ماه در صورتي مي تواند دو نيم شود كه جاذبه ميان دو نيمه از بين برود، و اگر جاذبه ميان دو نيمه از بين رود، ممكن نيست دوباره به هم بچسبد. بنابراين، اگر ماه دو نيم شده باشد، بايد تا ابد به همان صورت بماند.
    پاسخ اين است كه دو نيم شدن و چسبيدن دو باره ماه محال عقلي ندارد، گرچه ممكن است با توجه به قوانين حاكم بر آن، محال عادي باشد. و معجزه ـ چنان كه گذشت ـ يك امر غير عادي است، نه محال.8

    1ـ اين قول از افراد متعددى از صحابه نقل شده و اهل حديث و مفسّران آن را قبول كرده اند. (ر.ك. محمّدبن حسن طوسى، پيشين، ج 9، ص 442 / سيد محمّدحسين طباطبائى، پيشين، ج 19، ص 55 و 60.)
    2ـ ر.ك. جلال الدين سيوطى، الدرالمنثور فى التفسير المأثور، بيروت، دارالفكر، 1414 ق، ج 7، ص 670ـ673.
    3ـ در اين باره ر.ك. سيد محمّدحسين طباطبائى، پيشين، ج 19، ص 61ـ65.
    4ـ اين ديدگاه به حسن بصرى، عطا و بلخى نسبت داده شده است. (ر.ك. محمّدبن حسن طوسى، پيشين، ج 9، ص 442 / سيد محمّدحسين طباطبائى، پيشين، ج 19، ص 55.)
    5ـ درباره اين روايات، ر.ك. محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 6، ص 295ـ316. كتاب «عدل و معاد»، ابواب «معاد»، باب «أشراط الساعة.»
    6ـ ر.ك. طنطاوى جوهرى، الجواهر فى تفسيرالقرآن، بيروت، دارالفكر، ج 12، جزء 23، ص 241.
    7ـ شواهد تاريخى و علمى نيز وقوع اين حادثه را تأييد مى كند; مثلا، به گزارش خبرگزارى قرآنى ايران، به نقل از پايگاه خبرى Kuwait chatفضانوردان آمريكايى در آخرين تحقيقات زمين شناسى خود، به اين نتيجه رسيده اند كه كره ماه در گذشته اى دور، به دو نيم تقسيم شده و سپس در يك فعل و انفعال دوباره به هم پيوند خورده است. شنيدن اين نكته، كه قرآن كريم از چنين واقعه اى خبر داده، بسيارى از مردم اروپا و آمريكا را به تحقيق درباره اسلام و قرآن مشتاق كرده است. ر. ك. روزنامه كيهان، ش 17876 (سه شنبه 14 بهمن 1382)، سال شصت و دوم، ص 3. اين موضوع در صورت صحّت، مى تواند تأييدى بر اين باشد كه آيه شريفه بر دو پاره شدن ماه به دست حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله)اشاره دارد.
    8ـ درباره اين اشكال ها جواب ها، ر.ك. سيد محمّدحسين طباطبائى، پيشين، ج 19، ص 61ـ65.

    بخشی از مقاله «معجزات و كرامات پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله)؛ نوشته: مصطفي كريمي»

    • iranerbild گفت:

      ایه کجا اشاره به شق القمر داره؟ چرا امام علی و امام ها هیچ وقت اشاره نکردند به شق القمر. چرا که چیزی نبوده رو میخواهین به زور نسبت بدهید؟ مقاله بالا کاملا درست منطقی مستدل است شق القمر نشانه قیامت بوده نه معجزه پیامبری که خودش گفته هیچ معجزه ندارم تو همون قرآن!

  2. سعید گفت:

    با سلام
    این سخن شما «خود پیامبر اذعان دارد که معجزه ای ندارد: پیامبر بارها در جواب افرادی که از ایشان طلب معجزه میکردند، می فرمودند که نمی توانند معجزه بکنند و یا با توجیهات مختلف از انجام معجزه شانه خالی میکردند…»
    نشان دهنده کمبود اطلاعات دینی شما است. زیرا پیامبر اکرم(ص) بیش از 4000 معجزه داشته است

  3. امیر گفت:

    اخه چرا دروغ میگید.از دوستان میخوام ایه های 181و184 سوره ال عمران را بخوانند تا کذب مدعای نویسنده ثابت شود

    • iranerbild گفت:

      خب اقای با سواد این سوره عمران. کجاش دلالت بر اثبات شق القمر داره شما بهتره تعصبتو درمانی کنی علمی بیندیشی
      و كسانى كه به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا كرده بخل مى ‏ورزند هرگز تصور نكنند كه آن [بخل] براى آنان خوب است بلكه برايشان بد است به زودى آنچه كه به آن بخل ورزيده‏ اند روز قيامت طوق گردنشان مى ‏شود ميراث آسمانها و زمين از آن خداست و خدا به آنچه مى ‏كنيد آگاه است (۱۸۰) لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿۱۸۱﴾ مسلما خداوند سخن كسانى را كه گفتند خدا نيازمند است و ما توانگريم شنيد به زودى آنچه را گفتند و بناحق كشتن آنان پيامبران را خواهيم نوشت و خواهيم گفت بچشيد عذاب سوزان را (۱۸۱) ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ﴿۱۸۲﴾ اين [عقوبت] به خاطر كار و كردار پيشين شماست [و گر نه] خداوند هرگز نسبت به بندگان [خود] بيدادگر نيست (۱۸۲) الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۸۳﴾ همانان كه گفتند خدا با ما پيمان بسته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا براى ما قربانيى بياورد كه آتش [آسمانى] آن را [به نشانه قبول] بسوزاند بگو قطعا پيش از من پيامبرانى بودند كه دلايل آشكار را با آنچه گفتيد براى شما آوردند اگر راست مى گوييد پس چرا آنان را كشتيد (۱۸۳)

  4. باران گفت:

    با عرض سلام واحترام
    دلایل شما را خواندم.اما با توجه به بسیاری از دلایل مبرهن است نیاز به اثبات ندارد و فرضیه های علمی گاهی با اشتباه روبرو می شوند ولیکن با استفاده از برخی از همان فرضیه ها و آیات قرآن به چند نکته اشاره خواهم کرد که خالی از لطف نیست .به تعبیر شما معجزه چیزی است که خرق مجرای طبیعت انجام شود.ایات قرآن محکم و متشابه است و درست است که پیامبر بشری از جنس ماست ولیکن چگونه می توانید به این قطعیت معجزات در حق ایشان را رد کنید چون به نص قرآن در سوره اسرا می فرماید
    سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ
    ترجمه:
    که پاك و منزّه است آن (خدايي ) كه بنده اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصي كه اطرافش را بركت داده ايم شبانه برد، تا از نشانه هاي خود به او نشان دهيم . همانا او شنوا و بيناست .
    این مساله که به معراج پیامبر در شبی اشاره می کند بدون وسایل پیشرفته آنزمان چگونه میسر بوده آنهم برای بشر عادی ..گذشته از آن قرآن که به فرمایش شما معجزه اوست این مساله و معجزات سایر پیامبران را تایید کرده چگونه از یک بشر عادی زنده کردن مردگان و شفای کور و غیره به امر خدا بعید است؟؟
    دوم این که شق قمر خرق عادت است واین مساله سرعت و یا تسریع ماه را آنطور نمی کند که ازمدار خود خارج شود و یا به زمین بخورد وحیات را نابود کند و باعث اثرات زیستی خطرناک شود چون اثبات شده که زمانی که ماه خیلی به زمین نزدیک بوده بصورتی که مثلا در پانصد میلیون سال قبل اگر جانور زنده ای یافت می شد ماه را بالای سرخودش می دید.و سرعت جذر و مد ها بقدری زیاد بوده و سرعت زمین بقدری زیاد بوده که تقریبا 6 یا 4 برابر سرعت کنونی بوده و این مساله باعث از بیرون درآمدن کوهها و خشکی ها و تشکیل قاره ها و امکانی برای بوجود امدن حیات در زمین بوده که بعدا بین ماه و زمین فاصله می افتد و ماه دورتر و دورتر می شود و سرعت زمین کم ترمی شود تا به 24 ساعت در شبانه روز می رسد و اثر جذر و مدر کم می شود این مساله در خطبه ای از امیرمومنان هم در نهج البلاغه نقل شده است.این مساله دوری و نزدیکی ماه اززمین خارج از مدار خود و نغییر سرعت ها چگونه می تواند ممکن باشد ؟ چگونه با فرضیه های علمی خام چگونه قابل اثبات است اگر زمین مدار ثابتی داشته باشد؟آیا می توان گفت که ماه از مدار خود خارج شده پس چگونه نابود نشده؟
    البته در مورد شاهد در متون تاریخی هند هم همانزمان که این کار انجام شده گزارشی آورده شده باوجود آن که آنزمان
    هنوز هندیان مسلمان نبوده اند
    منابع علمی را می توان در سابت ویکیپدیا که اشاره مختصری توسط دانشمندان ناسا شده و سپس نقص شده .چون حتی اگر یک قانون نقض در مساله ای وجود داشته باشد می توان در صحت و سقم آن شک کرد مانند پروفسور یهودی که تمام مدارکش برای مسلمان شدنش در پی یک تحقیق علمی (مساله عده و بارداری) حذف شده بود ولی اثرات آن در بسیاری سایت ها مانده بود ولی نه بوضوح


بازگشت به بالا


Reportage
output_nrpmHy
Iran
Iran
Iran
output_nrpmHy
Iran
output_nrpmHy
Iran
Greenmatech
Iran
notruf

     job