job job job  job               job ارزjob job

اسلام، نه مشکل، بلکه جزئی از راه حل است !

heribert-prantl

هریبرت پرانتل  Heribert Prantl  در یادداشتی در زود دویچن Süddeutschen برای مقابله با افراط گرایان اسلامی خاطر نشان کرده که آلمان برای مقابله با انحرافات اسلامی نیازمند همکاری مسلمانان است. سایت خبری اسلام islam نیز با بازنشر این یادداشت به نکات مهم آن اشاره کرده است.

هزاران مرد و زن جوان در آلمان مقاومت در برابر دین رادیکال سلفیست ها را غیر ممکن می دانند. طبق نظر سایت اسلامی افق Ufuq ، سلفی ها با سه مشخصه تعریف می شوند: ۸/ نفی احزاب و مجلس ، ۲/ بی ارزش دانستن سایر اشکال زندگی و ۳/ ادعا داشتن بر مطلق بودن حقیقت. این مسلمانان رادیکال دنیای مدرن را به دو بخش تقسیم می کنند. آنان فرهنگ مدرن را رد کرده اما از  تکنولوژی آن – مانند اینترنت – به روش استادانه ای برای موعظه و تبلیغ استفاده می کنند. آن ها حتی مفهوم جهاد را – که باید راهی برای خداوند باشد – تبدیل به کاروانی از ترور می کنند. گذار این شبکه ها از تبلیغ به فعالیت های خشونت آمیز بسیار آرام انجام می گیرد. این همان نزدیکی خطرناکی است که بین سلفی گری و جهادیست ها وجود دارد.

 تبلیغ از طریق اینترنت باعث پیوند نیروهای محلی و نیروهای دیگر در سایرنقاط دنیا شده است. این امکان نیروهای سلفیست موجود در آلمان را تبدیل به یک موج جهانی کرده است و بدین ترتیب جهادیست ها با یک کلیک ماوس به نقاط دور دست می یابند که نه تنها توسط وهابیون کشورهای نفتی، بلکه توسط اشتباهات بی رحمانه غرب در مبارزه با تروریسم تغذیه می شود؛ اشتباهاتی مانند کشته شدن بسیاری از غیرنظامیان و کودکان در بمباران هواپیماهای بی سرنشین امریکا در افغانستان، پاکستان، یمن » خسارات جانبی « و سومالی که توسط امریکا به عنوان اعلام شد. بدین ترتیب است که خشم جهانی و اسلام اسطوره ای شکل می گیرد؛ اسلامی که مبلغان خشونت آن حتی آن را نمی شناسند، اما از آن وسیله ای برای مشروعیت بخشیدن به رفتار خشونت آمیز خودشان ساخته اند.

افراط گرایی اسلامی برای بسیاری از جوانان و نوجوانان تبدیل به وسیله ای برای مقابله با والدین سهل انگار و کشف سنت فراموش شده می باشد. این جوانان ابتدا به شوخی با خشونت می پردازند، اما بعداً خود تبدیل به انسان های خشونت گرا می شوند. خشونت مذهبی برای آنان تبدیل به وسیله ای برای جبران کمبودها می شود. این ها یا می کشند و یا کشته می شوند و یا بعد از جنگ تروریستی به عنوان یک خطر به کشور خود باز خواهند گشت. در این صورت چه باید کرد؟

آیا آنگونه که جرم شناسان درباره جرائم نوجوانان توصیه می کنند، تنها صبر کردن کافی است؟ آیا می توان این را تنها پدیده ای مربوط به سن و سال حساب کرد؟ این دیدگاه فردی به مسأله خشونت جوانان اسلام گرای افراطی تنها یک خودفریبی است، چرا که این یک دوره گذار مربوط به سن بلوغ نیست، بلکه یک مشکل دائمی است. نمی توان تنها به ناپدید شدن این مشکل دل بست، بلکه باید حساب شده عمل کرد. از بین بردن تمامی وب سایت های این گروه های تروریستی نیز چیزی بیش از یک رؤیا نیست. می توان آن ها را به عنوان بیماران روانی معرفی و یک مؤسسه روانی برای آن ها ساخت و به این ترتیب با قرنطینه کردن، آن ها را از جامعه جدا کرد که به معنای انجام یک اقدام مجرمانه برای جلوگیری از جرم دیگر می باشد. به عنوان اقدام دیگر می توان به تحدید افراط گرایان آلمانی برای اخذ شهروندی پرداخت. که غیر از مغایرت با قانون اساسی، یک اقدام رادیکال نیز محسوب می شود. تمامی این اقدامات در جهت تشدید قانون جزا است، اما با هیچ کدام از آن ها نمی توان به مقابله با علت را بیشتر از حد یک ماده » محیط رادیکال « اصلی پرداخت و قانونی تضعیف نمی کنند. در ضمن قانون جنایی ضد تروریستی مصوب در زمان فراکسیون ارتش سرخ و اصلاحات پس از یازده سپتامبر که شدت بیشتری به آن داد ، آنچنان سخت گیرانه است که باید با ذره بین به دنبال رفتار جدیدی برای جرم انگاری بود. با این حال کاستی هایی نیز در اجرا وجود دارد و فراخوان های خشونت گرا باید دقیق تر مشاهده و مجازات شوند و وزیرکشور باید به درستی توضیح دهد که آیا وی جلوی خروج و یا ورود دوباره جهادیست ها را خواهد گرفت یا نه. البته راه حل دور شدن از « بهتر جلوگیری از خروج آن هاست، چرا که راه حل این مسئله نیست. پس » جلوی چشم، ورود به جنگ چه باید کرد؟ نویسنده در این جا به بیان راه حل خویش می پردازد: برای ارائه راه حل نیاز به یک شبکه گسترده و پیوسته از «
معلمین، والدین، مددکاران اجتماعی، مساجد و دروس اسلامی تحت نظر دولت است. در اینجا به اسلام نیاز است تا در مقابل انحرافات اسلامیست ها وارد عمل شود. باید از قدرت مسلمانان برای جداسازی جهادیست ها استفاده کرد. در عین حال خطرناک شناختن اسلام نیز در مقابل جامعه آلمان و قرنطینه کردن آنان نیز امری خطرناک است.همچنین ادامه بحث این که آیا آلمان یک کشور مهاجرتی است و این که آیا اسلام به آلمان تعلق دارد یا نه نیز می تواند خطرناک باشد. در این صورت اکثریت قربانی وسواس خود خواهد شد. چهار میلیون مسلمان در آلمان زندگی می کنند. اسلام مشکل نیست؛ اسلام بخشی از »! زندگی روزانه است. اسلام جزئی از راه حل است!

برآمد: Islam.de

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*









بازگشت به بالا


Iran
Iran
output_nrpmHy
Iran
output_nrpmHy
Reportage
notruf

     job