job job job job  job                                  jobjob

سرگذشت مهاجرین المانی در روسیه (قسمت اول)

udf

(ایرانبیلد) از زمان قرون وسطی همواره المانی های زیادی به روسیه سفر می کردند، چون که بازرگانان شمال المان در قرون وسطی در شهر نووگورود روسیه یک مرکز خرید و فروش به نام هانزه کنتور(Hansekontor) ایجاد کرده بودند. این منطقه در ان زمان جز معدود مناطق مستقل روسیه به شمار می امد که تحت اشغال خوانین تاتار نبود. همسایه شرقی نووگورود، امپراطور مسکو، در زمان سلطنت ایوان سوم (1462-1505) این منطقه را تصرف و پس از ان هانزه کنتور را نابود کرد.

ایوان سوم اولین تزار از تزارهای روس بود که به جذب بازرگانان و نیروهای متخصص خارجی به روسیه مبادرت ورزید. از این دوران به بعد نیروهای متخصص خارجی زیادی به روسیه سفر کردند که تعداد قابل ملاحظه ای از ان ها در این کشور تا پایان عمر اقامت نمودند.

در زمان ایوان چهارم (1587–1547) روس ها با کمک کارگران معدن المانی تبار موفق به تصرف مناطقی در حاشیه رود ولگا شدند که تا قبل از ان زمان در تصرف تاتار ها بود و بدین وسیله راه عبور به سیبری برای روسها بازشد.

 در طول نیمه ی اول قرن هفدهم اکثر خارجی هایی که به مسکو می امدند در مناطق روس نشین مسکو اقامت می کردند تا این که در سال 1652 میلادی تزار الکسی میخاییلویچ (1676-1645) پدر پطر اول اقدام به صدور فرمانی کرد که به موجب ان تمامی ساکنین مسکو که از اروپای غربی بودند به حومه ی مسکو رانده شده و در ان جا ساکن گردیدند. از ان زمان به بعد این مناطق به شهرک خارجی ها و بعد ها به شهرک المانی ها معروف شد. روس ها تمام مهاجرینی که از اروپای غربی امده بودند را نمسی “Nemcy” به معنای گنگ خطاب می کردند. در سال 1665 در حومه ی مسکو حدود 1200 خارجی زندگی می کردند که این رقم تا سال 1725 حدودا دو برابر شد.

پطر اول (1725-1689) در سال 1703 اقدام به ساخت سنت پطرزبورگ کرد، شهری که از ان تاریخ به بعد اکثر نیروهای متخصص جذب شده به روسیه در ان زندگی می کردند. در زمان وی بسیار از مناطقی که تا ان زمان متعلق به المانی تبارهای ساکن سواحل شرقی دریای بالتیک ( استونی و لتوانی کنونی) بودند، تحت سلطنت تزار قرار گرفتند. پطر اول علاوه بر دسترسی به دریای بالتیک قصد تصرف سواحل شمالی دریای سیاه را نیز داشت. ارزویی که در زمان کاترین دوم محقق شد.

کاترین دوم

تاثیر المانی ها بر تاریخ روسیه در زمان جانشین پطر، کاترین اول همچنان افزایش یافت، تا حدی که در این زمان حتی وزرا و مشاورین سلطنتی از اروپای غربی و بالاخص المان می امدند. کاترین دوم با الگو برداری از فریدریچ دوم (امپراطور پروس) و جوزف دوم (پادشاه اطریش) اعتقاد به یک حکومت مطلقه ی استبدادی داشت و مانند ان ها سعی بر ترویج سیستم های استعماری در مناطق کم جمعیت واقع در خاک روسیه نمود، تا بدین طریق جمعیت امپراطوری تزاری را افزایش دهد.

 کاترین دوم و تشویق کشاورزان المانی به مهاجرت به روسیه

در زمان سلطنت کاترین دوم اکثر کشاورزان ازاد روسیه از خانواده های اشرافی ان کشور بودند و جمعیت ان ها برای گسترش کشاورزی در روسیه تا حدی که مورد نظر تزار بود کافی نبود، به همین دلیل تزار اقدام به صدور بیانیه ای کرد که مزایای قابل توجهی را برای اتباع خارجی که مایل به سکونت در زمین های روسیه بودند در نظر گرفته بود. از جمله این امتیازات ویژه می توان به موارد زیر اشاره کرد :

آزادی مذهب

معافیت از خدمت سربازی

خود مختاری در اداره کردن مناطق محلی تحت سکونت مهاجرین به زبان المانی

کمک هزینه ی مالی برای شروع فعالیت کاری

30 سال معافیت مالیاتی

مهاجرت به روسیه

المانی ها بیش از دیگر اروپاییان به دعوت تزار روی خوش نشان دادند. نمایندگان کاترین دوم در کلیساها برای جذب مهاجرین وعده های تزار را به گوش روستاییان میرسانند و اگهی های فراوانی را نیز بین مردم پخش می کردند. یکی از مهم ترین دلایل اقبال تعداد کثیری از المانی ها به مهاجرت به روسیه جنگ های طویل المدت ما بین سال های 1763-1756 در ایالت های جنوب و جنوب غرب المان من الجمله نواحی رود راین، شمال بایرن ، بادن وورتمبرگ و هسن بود.

 اولین موج مهاجرین

در حد فاصل سال های 1767-1764 حدود سی هزار المانی به انضمام گروه های پراکنده ای از سوئد، فرانسه و هلند به روسیه مهاجرت نمودند. هزاران نفر از مهاجرین در اثر سختی های مسیر طاقت فرسای منتهی به روسیه ، گرسنگی و بیماری در طول راه جان خود را از دست دادند. قوانین در نظر گرفته شده برای مهاجرین جدید بسیار متفاوت از ان چیزی بود که مهاجرین چندین سده قبل در این کشور تجربه کرده بودند. مهاجرین تازه وارد تنها اجازه فعالیت در زمینه ی کشاورزی را داشتند. کسانی که در بین ان ها صنعتگر بودند حق اشتغال به حرفه ی پیشین خود را در شهر های روسیه نداشتند. کشاورزان نیز تنها در نواحی تعیین شده توسط دولت تزار حق کار داشتند. اکثر ان ها در مناطق روستایی حومه ی سنت پترزبورگ و یا در حاشیه ی رود ولگا در منطقه ی ساراتوف ساکن شدند. به هر کدام از خانوارهای مهاجرین سی هکتار زمین تعلق گرفت. در حالی که شرایط اب و هوایی و نوع زمین های زراعی کاملا متفاوت از ان چیزی بود که ان ها در کشور خود تجربه کرده بودند.  تا جایی یکی از مهاجرین در وصف ورود خود به روسیه چنین نقل میکند :

 ” راهنمای ما فریاد زد : ایست! چیزی که همه ی ما را خیلی متعجب کرد. چون که هنوز تا زمان معمول رسیدن به محل اطراق شبانه فاصله ی زیادی مانده بود. طولی نکشید که حیرت ما تبدیل به رعب و وحشت شد. وقتی که راهنما به ما گفت که ما به پایان سفر خود رسیده ایم، همه ی ما ناباورانه به هم خیره شدیم. ما خود را در یکی از استپ های دور افتاده و خالی از سکنه ی روسیه یافتیم. جایی که تا چشم کار میکرد به جز یک منطقه ی جنگلی بسیار کوچک چیز دیگری غیر از علف های خودرو با ارتفاع کمتر از سه وجب دیده نمی شد. هیچ کدام از ما رغبتی به پیاده شدن از اسب یا درشکه اش نداشت. پس از گذشت اندک مدتی که رعب و وحشت اولیه ازسیمای همسفران ما رخت بست ، به وضوح می توانستم در چهره ی تک تک ان ها بخوانم که ارزو می کردند کاش می شد سر اسب های خود را کج کرده و مسیر امده را بازگردند. یکی از همسفران من بلند فریاد زد : این بود بهشتی که روس ها در لوبک وعده ی ان را به ما داده بودند. این حماقت خود ما بود که استپ های خالی از سکنه ی روسیه را با بهشت اشتباه گرفتیم. نامیدی شدیدی در بین تمامی ما موج می زد. منطقه ای که روس ها برای اسکان ما در نظر گرفته بودند به هیچ عنوان حتی ابتدایی ترین شرایط زندگی را دارا نبود. ما در این دشت های لم یزرع حتی پناگاه کوچکی برای اقامت اولیه ی خود نداشتیم  و روس ها نیز در طی روزهای متوالی هیچ گونه کمکی به ما برای ساخت سرپناه نمی کردند با وجود اینکه زمستان زودرس روسیه روز به روز به ما نزدیک تر می شد.”

متن بالا شرح حال کوتاهیست از شرایط طاقت فرسایی که حدود 25000 مهاجر المانی درسال 1773 میلادی در 104 روستای روسیه برای ادامه ی حیات باید با ان ها دست و پنجه نرم می کردند. به غیر از شرایط نامساعد محیطی و افات و بیماری ها مشکل بزرگ دیگری که اغلب مهاجرین را تهدید می کرد، حملات گاه و بی گاه راهزنان و قبایل شرق روسیه بالاخص قرقیز ها بود. در پی این حملات  کل اراضی و املاک مهاجرین نابود و دارایی های ان ها به غنیمت گرفته می شد. تعداد کثیری از مهاجرین اروپایی در این حملات کشته وعده ای نیز به بردگی گرفته شدند. به دلیل شیوع انواع بیماری ها، افات، فرار و به اسارت گرفته شدن، جمعیت مهاجرین تنها در طی ده سال اول سکونت ان ها در روسیه به کم تر ازهفت هزار نفر تقلیل یافت. دولت روسیه با افزایش کمک های مالی و وام های پرداختی به مهاجرین سعی در جلوگیری از روند مزبورمی کرد. علاوه بر ان املاک کشاورزانی که توسط دولت فاقد کفایت تشخیص داده می شدند مصادره شده و به دیگران واگذار می گردید. المانی هایی که با گذر از تمام این سختی ها به اقامت خود در روسیه ادامه دادند، بایدشخصا اقدام به اداره روستای خود و تعیین شورای محلی می کردند.

مترجم : سیامک پاداشی

بر نوشت از : ویکیپدیای المانی

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*









بازگشت به بالا


Reportage
output_nrpmHy
Iran
Iran
Iran
output_nrpmHy
Iran
output_nrpmHy
Iran
Greenmatech
Iran
notruf

     job