job job job job job  job           jobjob    

آتش سوزی اخیر مساجد در آلمان، یادآور کابوس NSU

fuenf-vor-acht-lenz-jacobsen-artikel (2)

آتش سوزی سه مسجد در شهرهای برلین و بیلفلد در سایت خبری تسایت آنلاین (Zeit-Online) مورد برسی قرار گرفت. در مقاله ای به قلم لنز یاکوبسن، این سایت خاطر نشان می کند که آتش سوزی مساجد موضوع جدیدی در آلمان نبوده و مسلمانان همانند مورد قتل های گروهک زیرزمینی نازی (NSU)، در هنگام مواجه با مسايل جدی همواره تنها گذاشته شده اند. مطلب زیر نقل قول مستقیمی از این سایت است:

«دوشنبه گذشته در مسجدی در بیلِفلد دو قرآن و یک فرش آتش زده شد. همان شب مسجد تازه سازی در برلین آتش گرفت. ۶۰ آتش نشان در تلاشی یک ساعته  توانستند آتش را مهار کنند. هیچ نشانه ای از وجود مشکلات فنی یافت نشده است. سه شنبه این هفته نیز دوباره مجرمان صبح زود از طریق پنجره وارد مسجد دیگری در بیلفلد شده و کتاب ها و قرآن ها را به آتش کشیدند. در هیچ کدام از این موارد نشانه ای از زمینه سیاسی و یا مذهبی گزارش نشده است. اما اگر صادق باشیم اگر این اتفاق درباره مساجد نیافتاده بود و پای کلیسا و یا کنیسه ها در میان بود، خروش بیشتری وجود می داشت و به درستی چنین است: خشونت برگرفته از نفرت علیه مذاهب به همین دلیل به صورت خاص عمل غیرقانونی تلقی می گردد، چرا که نه تنها به یک قربانی خاص بلکه به تمامی پیروان آن مذهب صدمه می زند. کسی که قرآن را آتش می زند به ستیز با هر کسی که قرآن برای او مهم است می پردازد. “نفرت انسانی متمرکز بر گروهی خاص” در جامعه شناسی به این معنی می شود که این نفرت تنها به سمت مذهب نمی رود، بلکه شامل خشونت علیه افراد بی خانمان، فقیر، غنی، چپ، خارجی و آلمانی نیز می شود. اما عموم مردم در مقابل حملات هیچ گروهی مانند مسلمانان شانه های خود را با بی تفاوتی بالا نمی اندازند. و این تجلی یک برخورد سرد خطرناک در مواجهه با اسلام و فاصله گیری بسیاری از آلمانی ها از مسلمانان می باشد. »

این خبر در ادامه به بازگویی قتل های سریالی NSU و کشف آنها در سال ۲۰۱۱ می پردازد و از شوک وارده به مسلمانان و شکست دستگاه ها و ادارات دولتی در آن زمان صحبت می کند که برای بسیاری از مسلمانان نشانه بی رحمانه بی تفاوتی این کشور نسبت به آن ها بود. جهالتی که هیچ گاه به دوستی ختم نمی شود اما همواره با سو‌‌‌ء ظن و بی اعتمادی همراه است. با وجود NSU، این پرونده همچنان بی سرانجام رها شده است.

مجله سیسرو (Cicero) نیز با تیتر روز «آیا اسلام خطرناک است؟» عنوان می کند که سعی کرده با علامت سوال در تیتر خود، جهت گیری خود را از سمت و سوی «نفرت انسانی متمرکز بر گروهی خاص» مثلاً به سوی یک کنجکاوی ژورنالیستی تغییر دهد. در این کتابچه لامیا کادور (Lamya Kaddor) یک مسلمان لیبرال باید به رفع اتهامات درباره یکی نبودن اسلام و اسلام گرایان افراطی بپردازد؛ مرز باریکی که هر مسلمان را به یک تهدید تبدیل می کند. اما برای سوزانده شدن مکان های مذهبی و یا برای افزایش آمار سوزاندن مساجد از ۲۲ ساختمان در حد فاصل سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ تا ۳۵ تا ۳۶ مسجد در سال های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳، در مقابل همدردی کمی یافت می شود. این نویسنده در پایان از جامعه آلمان به عنوان یک «ما»ی بزرگ سؤال می کند و می نویسد :

«بعد از قتل های NSU سیاستمداران و روزنامه خواسته بودند که مسلمانان و مسیحیان باز هم در کنار یکدیگر به عنوان «ما»ی واحد قسم یاد کنند و دوباره خود را به کشور و نهادهایی که مانع کشتار مسلمانان نشده بودند متعهد بدانند. این خواسته بزرگی بود که گاه با صراحت و گاه از طریق بیان وعده پذیرش واقعی مسلمانان در آلمان ابراز می شد. برگزارکنندگان جشن بزرگ آلمانی-ترکی که چندی پیش در کلن در خیابان کویپ (Keupstraße)، محل انفجار بمب گروه NSU برگزار گردید آن را «Birlikte» به معنای باهم ایستادن نامیدند. اما هرگاه که حادثه ای جدی اتفاق می افتد مسلمانان تنها می مانند. این البته درباره ساکنین و یا سیاستمداران محلی در بعضی موارد صادق نیست، مانند سیاستمدارانی که به ملاقات با اعضای انجمن مسلمانان در محل مسجد سوخته شان در برلین رفته بودند. این می تواند یک نشانه خوب باشد. علامت بد در اینجا بررسی جداگانه این جرايم به معنای جرایم تصادفی است و نه به عنوان جلوه ای از نفرت سازمان یافته علیه مسلمانان.»

نویسنده در انتها ضمن نتیجه گیری فوق عنوان می کند که باز هم در سال ۲۰۱۴ مساجد در سکوت خواهند سوخت.

برگرفت: zeit-online

Share

output_nrpmHy

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*









بازگشت به بالا


output_nrpmHy
output_nrpmHy
Iran
Reportage
Iran
Iran
Iran
Greenmatech
Iran
notruf

     job