job job job  job               job ارزjob job

زندان اشپانداو و رودلف هس

پیشگفتار اختصاصی ایرانبیلد: نازی ها اولین جریان سیاسی بودند که تاسیس ناتو را مطرح کردند. بر خلاف تصور عمومی شروع کننده جنگ جهانی دوم انگلستان بود. نازی ها از همان آغاز از روسها و کمونیستها متنفر بودند و در کتاب نبرد من هیتلر هدف جنگ بعدی در اروپا را روسیه و کمونیسم اعلام کرد. نظریات صهیونیسم جهانی را هم اولین بار هیتلر در جهان مطرح کرد و بر خلاف نظریه تئوری توطئه، هیتلر از وابستگان جریان ایلومیناتی نبود بلکه ضد آن بود و حتی شعبه ای در گشتاپو به نام ضدفراماسونی وجود داشت. اما ایلومیناتی نهایت استفاده را از انحرافات ذهنی و نفرت قلبی او از نژاد اسلاو را برد.

هیچ سندی درباره کشتار جمعی یهودیان در دولت نازی ها وجود ندارد و آن دسته هم که کشته شدند مثل بقیه مردم غیر یهودی در طول جنگ کشته شده و شواهد نشان می دهد کشته شدگان یهودی حتی بین 200 تا 300 هزار هم نرسیدند. هدف دولت نازی ترساندن فراری دادن و کوچ اجباری یهود بود که در نهایت به نفع طرح نظم نوین جهانی و تشکیل دولت اسراییل تمام شد.

یکی از اسنادی که نشان می دهد نازی ها آغار کننده جنگ جهانی و خواهان گسترش آن نبودند همین اقدام ردولف هس هست. آنها دائما با دولت انگلیس نامه نگاری می کردند تا ناتو را بسازند و ضد شوروی متحد شوند حتی تا چند ماه جواب بمباران های انگلیس به شهرهای آلمان را نمی دادند و در نبرد دونکرک انگلستان در آستانه شکست کامل و اشغال توسط آلمان بود ولی هیتلر بعلت تمایل قلبی به انگلیس و وجود خواهر و دامادش در آنجا اجازه نداد ارتش آلمان وارد خاک انگلیس شود (توجه کنید چند صد سال است که حاکمان انگلیس همگی آلمانی تبار هستند طوری شد موقع جنگ اول جورج پنجم به علت خجالت از تبار آلمانی خود نام فامیل ساکس کوبورگ گوتا را  به ویندسور تغییر دادند) تمام توجه قلبی و نفرت هیتلر به جنگ با کمونیسم و شوروی بود. به همین دلیل رودولف هس به تنهایی با هواپیما به لندن رفت و خود را با چتر به بیرون انداخت تا پیام صلح به انگلیس بدهد که نشد و شما بقیه ماجرا را با روایت بی بی سی بخوانید …

اسنادی که اخیرا علنی شده‌اند نشان می‌دهند که حکومت بریتانیا تلاش برای آزادی رودلف هس را افزایش داد. لرد کارینگتون در سال ۱۹۷۹ به محض اینکه وزیر خارجه بریتانیا شد یادداشت خیلی صریحی برای آندری گرومیکو وزیر خارجه اتحاد شوروی نوشت: “اصرار بر اینکه این پیرمرد باید در زندان بمیرد هم غیرانسانی هم بیهوده است.”

بریتانیا در مجموع ۱۱ بار به تنهایی تقاضای آزادی رودلف هس را مطرح کرد. ۹ بار هم با حمایت فرانسه و آمریکا خواهان آزادی او شد اما اتحاد جماهیر شوروی همواره از بررسی این تقاضاها امتناع کرد.

حدود ۴۰ سال پس از پایان جنگ جهانی دوم سیاستمداران و دیپلمات‌های اتحاد شوروی استدلال می‌کردند که مردم اتحاد شوروی و سایر ملت‌هایی که مصیبت کشیده بودند، نمی‌توانند آزاد شدن یک مقام ارشد آلمان نازی را بپذیرند. یک دیپلمات گفت استدلال‌های به اصطلاح بشردوستانه او را قانع نمی‌کند چون “مصائبی که هس و سایر رهبران آلمان نازی به مردم تحمیل کردند انسانی نبود.”

تونی لی تیسیر آخرین رییس بریتانیایی زندان اشپاندائو Spandau بود، در دهه منتهی به مرگ رودلف هس.

تونی لی تیسیر رییس بریتانیایی زندان شپاندائو

تونی لی تیسیر رییس بریتانیایی زندان اشپاندائو

ریاست این زندان دوره‌ای بود و هر ماه بین مقامات آمریکایی، فرانسوی، بریتانیایی و روسی می‌چرخید.

مقررات این زندان که پس از محاکمات نورمبرگ تنظیم شده بود بسیار سختگیرانه بود. زندانیان را با شماره و نه نامشان خطاب می‌کردند. مجازات‌ها سخت بود. در سال ۱۹۵۵ رودلف هس به خاطر سلام نکردن به یک زندانبان روس ۱۰ روز حق دریافت کتاب و روزنامه را از دست داد.

ممکن بود زندانیان را در سلولهای مخصوص تنبیه حبس کنند یا به آنها فقط آب و نان بدهند. اما تونی لی‌تیسیر می‌گوید وقتی او مسئولیت زندان را به عهده گرفت مقررات و نحوه اداره زندان ساده‌تر شده بود. هر چند رودلف هس را باید زندانی شماره ۷ می‌نامیدند اما همه این مقررات را رعایت نمی‌کردند و برخی از ماموران او را با اسمش خطاب می‌کردند. او ظاهرا حق نداشت اخبار تلویزیون را تماشا کند ولی در اجرای این نیز چندان سختگیری نمی‌شد.

او هر وقت می‌خواست می‌توانست به حیاط و باغچه زندان برود و دو آشپز در زندان کار می‌کردند که هر غذایی را که می‌خواست برای او آماده می‌کردند. تونی لی‌تیسیر می‌گوید: “او خیلی زیاد غذا می‌خورد، واقعا در حد تعجب‌آوری می‌خورد.”

تونی لی‌تیسیر با رودلف هس حرف می‌زد ولی می‌گوید او هیچگاه در مورد گذشته‌اش صحبت نمی‌کرد: “مثل یک محدوده ممنوعه بود و هیچگاه به آن اشاره نمی‌کرد.” آنها هیچگاه در مورد اخبار و سیاست نیز صحبت نکردند.

اسناد بایگانی ملی بریتانیا نشان می‌دهند که دولت این کشور از سال ۱۹۵۶ طرفدار آزادی زودرس رودلف هس جنایتکار جنگی آلمان نازی بود.

رودلف هس معاون هیتلر و مدتی پرقدرت‌ترین فرد در آلمان نازی بود. او بیشتر از هر چیز به خاطر پرواز به بریتانیا در سال ۱۹۴۱، در یک ماموریت انفرادی عجیب و ناموفق برای صلح با این کشور شهرت دارد. این کار به بازداشت و زندانی شدن او برای بقیه جنگ جهانی دوم منجر شد.

پس از پایان جنگ رودلف هس به حبس ابد محکوم شد و بقیه عمر خود را در زندان شپاندائوی برلین گذراند. او سالهای طولانی تنها زندانی این زندان بود.

اما اسناد وزارت خارجه که اخیرا منتشر شده نشان می‌دهند که حکومت بریتانیا از سه دهه قبل از خودکشی رودلف هس در سال ۱۹۸۷ طرفدار آزادی او بوده ‌است.

در سال ۱۹۴۶ چهار قدرت پیروز در جنگ، آمریکا، فرانسه، بریتانیا و اتحاد شوروی، رودلف هس را در دادگاه نورمبرگ به حبس ابد محکوم کردند و هر گونه تغییر در حکم او مستلزم موافقت هر چهار قدرت بود. در سال ۱۹۶۶ همه شش زندانی دیگری که در زندان شپاندائو نگهداری می‌شدند -از جمله آلبرت اسپیر معمار هیتلر- آزاد شده یا مرده بودند.

رودلف هس که در آن زمان ۷۲ ساله بود بقیه دوران زندگی خود در سلول انفرادی آن زندان گذراند. با این که هس به نسبت سنش سالم بود اما ناتوان و ضعیف شده بود. پسرش کارزاری برای آزادی او به راه ‌انداخت و این موضوع در آلمان غربی پوشش رسانه‌ای گسترده‌ای داشت. همزمان در بریتانیا نیز حمایت از آزادی رودلف هس افزایش می‌یافت.

اسنادی که اخیرا علنی شده‌اند نشان می‌دهند که حکومت بریتانیا تلاش برای آزادی رودلف هس را افزایش داد. لرد کارینگتون در سال ۱۹۷۹ به محض اینکه وزیر خارجه بریتانیا شد یادداشت خیلی صریحی برای آندری گرومیکو وزیر خارجه اتحاد شوروی نوشت: “اصرار بر اینکه این پیرمرد باید در زندان بمیرد هم غیرانسانی هم بیهوده است.”

بریتانیا در مجموع ۱۱ بار به تنهایی تقاضای آزادی رودلف هس را مطرح کرد. ۹ بار هم با حمایت فرانسه و آمریکا خواهان آزادی او شد اما اتحاد جماهیر شوروی همواره از بررسی این تقاضاها امتناع کرد.

حدود ۴۰ سال پس از پایان جنگ جهانی دوم سیاستمداران و دیپلمات‌های اتحاد شوروی استدلال می‌کردند که مردم اتحاد شوروی و سایر ملت‌هایی که مصیبت کشیده بودند، نمی‌توانند آزاد شدن یک مقام ارشد آلمان نازی را بپذیرند. یک دیپلمات گفت استدلال‌های به اصطلاح بشردوستانه او را قانع نمی‌کند چون “مصائبی که هس و سایر رهبران آلمان نازی به مردم تحمیل کردند انسانی نبود.”

شناسه زندان اشپاندائو

در سال ۱۸۷۶ در خیابان ویلهلم در ناحیه شپاندائو در غرب برلین ساخته شد.
ابتدا از آن به عنوان یک زندان نظامی استفاده می‌شد اما از سال ۱۹۱۹ زندانیان غیرنظامی را در آن نگهداری می‌کردند و در دوران حکومت نازی‌ها اداره گشتاپو از آن استفاده می‌کرد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم غیر از رودلف هس، شش مقام دیگر رژیم نازی در این زندان نگهداری می‌شدند: کنستانتین فون نیورات، اریش ردر، کارل دونیتس، والتر فونک، آلبرت اسپیر و بالدور فون شیراخ.
پس از مرگ رودلف هس برای اینکه شپاندائو به مکان مقدس نئونازی‌ها بدل نشود ساحتمان این زندان ویران و بعدها یک مرکز خرید بجایش ساخته شد.

با وجودیکه تونی لی‌تیسیر سعی می‌کرد شرایط راحت‌تری را برای رودلف هس فراهم کند، مثلا صندلی و تختخواب او را تغییر داد، ولی شخصا با این نظر موافق نبود که او باید آزاد شود. آقای لی‌تیسیر معتقد است رودلف هس به خاطر تمامی اعمالی که انجام داده بود باید تا ابد در زندان می‌ماند و همانجا می‌مرد:

“حقش بود که در زندان بماند. او یک نازی تندرو و دشمن بود. من واقعا معتقد بودم که او باید تا آخر عمرش در زندان بماند.”

در اوت ۱۹۸۷ رودلف هس با پیچاندن سیم لامپ سلول به دور گردنش خودکشی کرد. برخی می‌گفتند احتمالا دیگران در خودکشی به او کمک کرده بودند اما آقای لی‌تیسیر کاملا مطمئن است که رودلف هس این کار را به تنهایی انجام داد. او می‌گوید تدابیر امنیتی در زندان شپاندائو بسیار سختگیرانه بود. در سلول فقط یک کلید داشت و آن هم دست سرزندانبان بود.

آقای لی‌تیسیر واکنش خود به مرگ رودلف هس را اینطور بازگو می‌کند. “تقدیرش این بود، همه چیز تمام شد.” او معتقد است که این اتفاق خوبی بود: “نگهداری او در زندان هدر دادن پول و نیروی انسانی بود و تعداد زیادی درگیر این کار بودند.”

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*









بازگشت به بالا


Iran
Iran
output_nrpmHy
Iran
output_nrpmHy
Reportage
notruf

     job