job job job job  job                                  jobjob

پارسی در پاکستان

persian-linguistic-map

پاکستان کشور جالبی در زمینه فرهنگ کهن ایرانی است. بخش بزرگ این کشور بلوجستان بزرگ باستانی و استان نیمروز ایران باستان است. سرود ملی این کشور تقریبا فارسی کامل است و فرهنگستان زبان پاکستان بسیار بهتر از فرهنگستان ایران کار کرده است. آنها خیلی درست و بهتر از ما زبان فارسی را بکار می برند. شناختی کارت برای نمونه معادل کارت هویت هست یا همان کارت شناسایی . اخیرا خبری آمده درباره دستگیری زیبا روی معروف آریانی (افغانستانی) که  نام او شربت گل است و  در دهه هشتاد میلادی به خاطر چاپ عکسش در روی جلد مجله نشنال جئوگرافیک به شهرت جهانی رسید، به اتهام جعل اسناد (جعل شناختی کارت) در پاکستان بازداشت شد.

در پاکستان تا همین اواخر در مدارس فارسی تدریس می شد اما همانطور که گفته شد فارسی زدایی و ایرانیت زدایی دویست ساله غرب در غالب برنامه مدون و برخی کشورهای همسایه متاسفانه به پاکستان هم سرایت کرده و آنجا هم به بهانه نفوذ ایران نفوذ شیعه و ایران هراسی سیاستهای ضد ایرانی و ضد زبان فارسی در حال پیاده شدن است. در افغانستان که مادر زبان فارسی و تمدن ایرانی هست این جریان شوربختانه بسیار قوی تر است!

باستانی پاریزی در کتاب پاریز تا پاریس نکات جالبی از چایگاه زبان پارسی در پاکستان آورده است که در اینجا برای شما آورده می نماییم.

در پاكستان نام های خیابان‌ها و محلات اغلب فارسی و صورت اصیل كلمات قدیم است. خیابان های بزرگ دو طرفه را شاهراه می‌نامند، همان كه ما امروز «اتوبان» می‌گوییم! بنده برای نمونه و محض تفریح دوستان، چند جمله و عبارت فارسی را كه در آنجاها به كار می‌برند و واقعا برای ما تازگی دارد در اینجا ذكر می‌كنم كه ببینید زبان فارسی در زبان اردو چه موقعیّتی دارد و به قول معروف چه رُلی بازی می‌كند. نخستین چیزی كه در سر بعضی كوچه‌ها می‌بینید تابلوهای رانندگی است.
در ایران اداره‌ی راهنمایی و رانندگی بر سر كوچه‌ای كه نباید از آن اتومبیل بگذرد می‌نویسد:« عبور ممنوع» و این هر دو كلمه عربی است، اما در پاكستان گمان می‌كنید تابلو چه باشد؟ «راه بند»‌! فارسی سره‌ی ‌سره و مختصر و مفید،«حداكثر سرعت» را در آنجا «حداكثر رفتار»‌تابلو زده اند! و «توقف ممنوع» را «پاركینگ بند» اعلام كرده اند.
تاكسی كه مرا به قونسلگری ایران دركراچی می‌برد كمی از قونسلگری گذشت، خواست به عقب برگردد، یكی از پشت سر به او فرمان می‌داد، در چنین مواقعی ما می‌گوییم: عقب، عقب،عقب، خوب! اما آن پاكستانی می‌گفت: واپس، واپس،بس! و این حرفها در خیابانی زده شد كه به « شاهراه ایران» موسوم است.
این مغازه‌هایی را كه ما قنادی می‌گوییم( و معلوم نیست چگونه كلمه‌ی قند صیغه‌ی مبالغه و صفت شغلی قناد برایش پیدا شده و بعد محل آن را قنادی گفته اند؟) آری این دكانها را در آنجا «شیرین‌كده» نامند!

از اسم روزنامه‌های معتبر می‌گذریم كه به نام «ستاره كراچی» و «آغاز» و «امروز» و «شیعه» و امثال آن منتشر می‌شوند. آنچه ما هنگام مسافرت «اسباب و اثاثیه» می‌خوانیم، در آنجا «سامان» گویند. سلام البته در هر دو كشور سلام است. اما وقتی كسی به ما لطف می‌كند و چیزی می‌دهد یا محبتی ابراز می‌دارد، ما اگر خودمانی باشیم می‌گوییم: ممنونم، متشكرم، اگر فرنگی مآب باشیم می‌گوییم «مرسی» اما در آنجا كوچك و بزرگ، همه در چنین موردی می‌گویند:« مهربانی»! واقعا بهتر از این تعبیری برای ابراز تشكر دارید؟ ما اصرار داریم كه بگوییم پارك فلان و پارك بهمان پارك نیاوران را پلاك هم روی آن زده‌ایم.اما آنها بزرگترین پارك شهر خود را «جناح باغ» تابلو زده‌اند. آنچه ما شلوار گوییم در آنجا «پاجامه» خوانده می‌شود. این قطار سریع السیر علیه ما علیه را در آنجا«تیز خرام» می‌خوانند! جالبترین اصطلاح را در آنجا من برای مادر زن دیدم، آنها این موجودی را كه ما مرادف با دیو و غول آورده‌ایم« خوش دامن» گفته‌اند. واقعا چقدر دلپذیر و زیباست.

از پاریز تا پاریس/ محمدابراهیم باستانی پاریزی / چاپ ششم، ١٣٧٠/صص ١٣٣و ١٣٤
سرود ملی پاکستان هم به زبان فارسی هست!

%d8%b4%d8%b1%d8%a8%d8%aa-%da%af%d9%84

تصویر اصلی شربت‌گل در سال ۱۹۸۴ زمانی که افغانستان تحت اشغال شوروی بود، در یک اردوگاه پناهندگان در شمال غرب پاکستان گرفته شده بود.

استیو مک‌کوری پس از ۱۷ سال در سال ۲۰۰۲ دوباره شربت‌گل را در یک روستای دوردست در شرق افغانستان پیدا کرد؛ جایی‌که او ازدواج کرده بود و مادر سه فرزند شده بود.

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*









بازگشت به بالا


Reportage
output_nrpmHy
Iran
Iran
Iran
output_nrpmHy
Iran
output_nrpmHy
Iran
Greenmatech
Iran
notruf

     job