job job job  job               job ارزjob job

غار نورد روس: من عاشق ايران هستم

غار نوردان روس

غار نوردان روس در كشور دوستي ها

شايد اين كلمات براي ايراني ها باور نكردني باشد. من فكر مي كردم كه ايران براي يك نفر روس كشورعجيب و غريبي باشد. اما حالا كه يك سفر به ايران را در تجربه ام دارم ، فقط يك چيز براي گفتن دارم :

من عاشق ايران هستم

زمستان گذشته مطلبي را ديدم كه شرحي بود بر سفر بسيار جالبي در ايران. غارنوردان بي شماري از اين سفر با خبر شده و مي خواستند در سفر بعدي حضور داشته باشند. يوري ادوكيمف از مسكو كه پيش از اين دوبارسفرهايي به ايران داشت ترتيبات لازم سفر ما را فراهم مي كرد. گروه ما از شهرهاي مختلف روسيه و اوكراين و همراهي دو نفر از آلمان و انگليس شكل گرفت. در زمان طراحي برنامه من به يوري گفتم روياي من بازديد از غار نمكدان در جزيره قشم است و البته در اين رويا تنها نيستم. يوري گفت: اين مشكلي نيست. بليط تنها چيزي است كه بايد براي اين كار تهيه كنيد. به اين ترتيب دوست خوبم آقاي پاول سيوينسكيچ از اهالي شهر كانگور در استان اورال نيز در اين سفر با ما همراه شد.
كاروان ما با سه خودرو به سمت عميقترين غار ايران، پراو در نزديكي كرمانشاه به راه افتاد.تشريفات گمركي در مرزها كمي وقت گير و راه طولاني خسته كننده بود ولي در نهايت ما در بيست و نه اكتبر پاي كوه پراو بوديم. اينجا ما با ديگر اعضاگروه ، خانم شراره قاضي از آلمان وآقاي سيمون بروكس از انگليس برخورد كرديم.
حضور خانم شراره قاضي براي ما بسيار مغتنم بود چراكه پل ارتباط ما با مردم ايران شد. براي پرواز به قشم و همينطور پرس و جو در ارتباط با غار دودزا مابين همدان و زنجان ازكمك ايشان استفاده كرديم.
براي بازديد از غار نمكدان و بازگشت قبل از سوم نوامبر بايد شتاب مي كرديم.
جزيره قشم مكاني خاص و تماشايي بود. ما پيش از اين هرگز آبهاي گرم خليج فارس را نديده بوديم. ما قبلن هرگز گنبد نمكي و غار نمكدان كه طولاني ترين غار نمكي جهان است را نديده بوديم. غار نمكدان توسط غارنورداني از جمهوري چك بطور كامل كشف و بازديد شده بود.
خريد بليط برگشت ، آب و نان، و گرفتن تاكسي براي رسيدن به گنبد نمكي كارهايي بود كه بعد از رسيدن به فرودگاه قشم بايد انجام مي داديم. قبل از هر چيز دنبال كسي كه انگيسي صحبت كند، به يكي از كاركنان فرودگاه به نام عمران بر خورد كردم و از كمكش استفاده كردم. عمران به همراه نقشه اي از قشم ، شماره هاي دو نفررا، هر دو به نام محمد، ‌به من داد . يكي براي رزرو بليط برگشت و ديگري راننده تاكسي كه هر وقت نياز داشتيم با آنها تماس بگيريم.
در راه گنبد نمكي، صحرايي منحصر بفرد، روستاهايي كوچك و مردمي با لباسهاي محلي از داخل خودرو ديده مي شد. در كنار سيستم ايركانديشن خودرو فكر مي كردم ما چگونه بايد در اين هواي گرم بيرون برويم؟
محلي چسبيده به راه ولي دور ازديد همگان براي بارگاهمان در نظر گرفتيم. با توجه به بي خوابي شب قبل بارگاهمان را نزديك دهانه برپا كرده و خوابيديم.
يك ساعت از بيدار شدنمان مي گذشت كه دو پليس در بارگاهمان ديديم. بي هيچ مطالبه اي از ما و فقط براي سركشي و صحبت درحاليكه آنها انگليسي و ما فارسي نمي دانستيم. بااستفاده از يك لغت نامه چند كلمه رد و بدل كرديم. ولي حقيقتن لبخندهاي هر دو طرف بهترين كلمات براي ارتباط بود.
درروزهاي بعد ما از غاري بازديد داشتيم كه هرگز نظيرش را نديده بوديم. دماي نزديك سي درجه در حاليكه در روسيه دماي طبيعي غارها بين دو تا ده درجه است. همچنين سنگهاي تماشايي از نمك را در غار ديديم. براي شستشوي خود و لباسهايمان پس از خروج از غار راهي بجز شنا در خليج فارس نداشتيم.
در روز يكم نوامبر در جستجوي آنتن موبايل به قله نمكدان صعود كردم تا بتوانم تاكسي و بليط پرواز به تهران را سفارش دهم.
در حاليكه مشغول صعود به يك نقطه بكر و وحشي بودم صدايي در نزديكي خودم شنيدم: سلام عليكم. برگشتم و دو نفر محلي را ديدم كه در نزديكي من صعود مي كنند. جواب دادم: عليكم السلام و بيشتر به هم نزديك شديم.
تكرار خاطره ملاقاتمان با پليسها، مانع بزرگ زبان بينمان بود. براي شروع به هم آب تعارف كرديم . و بعد چند كلمه به فارسي و انگليسي. بعدآن مردم دوست داشتني مرا در پيدا كردن محلي كه پوشش تلفن همراه داشته باشد راهنمايي كردند.
تاكسي محمد صبح زود دوم نوامبر به بارگاه ما آمد تا ما را به فرودگاه منتقل كند.دوباره با عمران ملاقات كرديم وبا كمك او مقدمات و تشريفات پرواز به تهران را انجام داديم. درتهران با آقاي علي نجايي كه درهمدان زندگي مي كند تماس گرفتيم. براي سفر به همدان اطلاعات لازم را از علي گرفتيم. در ترمينال همدان پس از يك سفر راحت بااتوبوس با علي نجايي و پدرش يوسف ملاقات كرديم.هر دو آقايان نجايي مي توانستند انگليسي صحبت كنند و اين براي ارتباط راحت و روان كافي بود.
در خانه زيباي آقاي نجايي اين فرصت دست داد تا غذاهاي لذيذ ايراني را امتحان كنيم. دوستان مسكويي من گفته بودند كه غذاهاي ايراني با ذائقه روسها جور نيست. اين نظريه اي كاملن اشتباه بود كه از تجربه رستورانهاي ارزان كنار جاده بدست آمده بود.

غار نوردان روس3

Yousef  and Jenja

آقاي يوسف نجايي با شصت و هفت سال سن كوهنورد و غارنوردي بسيار ورزيده و توانمند بود. به شكلي كه من آرزو مي كردم توانايي اين مرد شصت و هفت ساله را داشته باشم.
روز جمعه در خانه آقاي نجايي با شراره قاضي و سيمون بروكس ديگر غارنوردان خارجي ملاقات كرديم. همينطور با گروهي از تلويزيون همدان براي بازديد از نقاط ديدني شهر همدان.
از غارها و مناطق بكر و وحشي تا فرودگاه و ترمينال، زندگي معمولي مردم ايران برايم خيلي جالب بود.
رسانه هاي جمعي روسيه تحت وابستگي به تشكيلات امريكايي تصويري عصبي ، مهيب ،‌ و سياه از مسلمانان ارائه مي دهند.
اما من ديدم كه اين مطلقن غلط است.
چه بسيار مردمي كه با روي خوش به هم لبخند زديم. چه بسيار مردمي كه فقط به ما سلام مي كردند . چه بسيار لبخند از زنان ومرداني كه با ما دست مي دادند. چه بسيار كودكان خندان با پدر و مادرانشان.
درست است ما ديديم كه زنها بر سرشان روسري دارند. اما اين يك رسم معمولي مسلمانان است . زنان ايراني با وجود پوشش ديني شان هارموني بسيار زيبا، جذاب و آگاهانه اي را ايجاد كرده بودند.
بعدن كه به بقيه غارنوردان روس ملحق شديم نظر دختران روس همراه گروه هم جالب بود. آنها هرگز جايي با امنيت ايران نديده بودند. هيچ مردي در خيابان برايشان مزاحمتي ايجاد نكرده بود.
حتي در روسيه يك زن زيبا درچنين شرايطي بايد به اندازه كافي آمادگي دفاع از خودش را داشته باشد.
درهمدان ازنقاط مختلفي بازديد كرديم.
در بازديد از بناي يادبود ابو علي سينا من و اقاي پاول سيوينسكيچ گفتيم كه براي ما و بسياري از مردم روسيه ابوعلي سينا به عنوان يك دانشمند بزرگ شناخته شده است و از اطلاعاتمان در مورد ابو علي با همراهان ايراني صحبت كرديم.
قسمت شگفت آور سفر ما بازديد از غار علي صدر بود.
ما قصد فيلمبرداري در غار را داشتيم و به همين دليل كارمان بيشتر از ساعت كار معمول طول مي كشيد با اين حال با همكاري عوامل مختلف غار و بخصوص آقاي رضا اصغري اينكار انجام شد.
غار نوردي باقايق ، بر روي آبي عميق و زلال و از ميان سنگهاي زيبايي كه بر روي ديواره غار فضايي استثنايي بوجود آورده اند نهايت شگفتي همه ما بود.البته اين چيزي است كه مردم معمولي هم مي توانند ببينند.
باراهنمايي سيمون بروكس و يوسف نجايي در نقاط بكر غار، اتاقهايي پوشيده ازرسوبات گل مانند آهكي را بازديد كرديم. درمصاحبه تلويزيوني هم متذكر شديم كه همراهي آقاي يوسف نجايي و آقاي سيمون بروكس كه نخستين نقشه برداران غار علي صدر بودند براي ما مغتنم بود.
در روز بعد با آقاي محمود زارعي از مديران غار علي صدر ملاقات كرديم. نظرات ما در مورد سفر تفريحيمان در غار علي صدر برايش خيلي جالب بود. ما توانستيم نظرات و تجربه هاي خوبي به ايشان بدهيم چراكه من تجربه بازديد از غارهاي توريستي متعددي داشته ام و آقاي پاول سيوينسكيچ هم در يك چنين غاري مشغول كار مي باشد.
در اين روز ما همچنين از غار درياچه اي سراب در نزديكي غار علي صدر بازديد كرديم. اين غار براي بازديد عمومي تجهيز نشده است و براي بازديد بسيار مشكل است بخصوص براي گروه تلويزيوني كه به كمك ما نياز مبرم داشتند.
عصر ما خانه بسيار زيباي آقاي نجايي را ترك كرده و به هتلي در عباس آباد رفتيم كه از طرف شركت علي صدر بصورت رايگان در اختيارمان قرار داده شده بود. جاي خوبي براي بررسي وسايل غار نوردي مان واقامت.
روز بعد را با ملاقات و صحبتي طولاني با آقاي احمد حسيني مدير شركت توريستي علي صدر شروع كرديم. حضور ما و بخصوص آقاي سيمون بروكس برايش جالب بود. صحبت ما حول روشهايي در خصوص جذب بازديد كننده بيشتر و همينطور روشهايي براي محافظت فراگير از فضاي غار دور مي زد.
قلعه جوق غار ديگري بود كه بازديد كرديم. يك غار دست كن كه احتمالن آرامگاه بوده است .آقاي يوسف نجايي حدود هشت متر صعود كرد و مقدمات ايمني بقيه افراد گروه را آماده كرد. اين غار بسيار زيبا به شدت مورد تخريب گنج جويان قرار گرفته.
ما براي تذكر لزوم حفاظت از اين ثروت ملي به مقامات تهران نامه اي نوشتيم.
دوباره از غار سراب بازديد كرديم. اينبار بدون گروه تلويزيوني. با لباس مخصوص در آب شنا كرديم.
در ده نوامبر ما به گروه اصلي كه خسته از شرايط سختي كه در پراو گذرانده بودند درحال استراحت بودند ملحق شديم.
در بازديد دوباره ما از غار علي صدر و دفتر آقاي اصغري من روي ديوار يك پوستر تبليغاتي ديدم كه به انگليسي نوشته شده بود:
ايران كشور دوستي ها

غار نوردان روس2

وقتي جزييات سفرمان را به خاطر مي آورم معني واقعي “ايران كشور دوستي ها” را مي فهمم.
به باور من اين فقط يك شعار تبليغاتي نيست.
نه اين يك شعار تبليغاتي نيست .
اين يك حقيقت است.
تمام مردم آماده كمك كردن به ما بودند . ما هيچ مشكلي با پليس نداشتيم فقط گاهي براي بازديد پاسپورتهايمان از ما سوال كردند فقط همين. ما هيچ مشكلي در ارتباط با سرقت و مزاحمت نداشتيم. هيچ فرد مستي مشكلي بوجود نياورد چون اصلن مشروبات الكلي اينجا وجود ندارد.
من مي فهمم كه در ايران هم به اندازه خود مشكلات مختلفي وجود دارد ولي به واقع ما باهيچ مشكل بزرگي در سفرمان مواجه نشديم.
آرزوي ما پيروزي مردم ايران در تمام صحنه هاست و داشتن صلح و صفا و خوشحالي در كشور زيبايشان.

آندره اتاپنكو
دكتر زمين شناسي
دانشگاه ايالتي كوبان- روسيه
برگرفت
وبلاگ اعضای باشگاه كوه‌نوردي و اسكي دماوند

Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*









بازگشت به بالا


Iran
Iran
output_nrpmHy
Iran
output_nrpmHy
Reportage
notruf

     job