job job job job job  job           jobjob    

معجزه اقتصادی آلمان چیست؟

معجزه اقتصادی آلمان

هرچند که قیمت ها تحت کنترل بود و تقریبا نرخ تورم زیر 30 درصد وجود داشت اما حجم پول موجود در اقتصاد آلمان (سکه و اسکناس به علاوه سپرده هاي ديداري) در 1947 پنج برابر ميزان آن در 1936 بود. این به این معنی است که پول آلمان مدام ارزش خود را از دست می داد ولی قیمتها زنجیر شده بود. كنترل قيمت كالاهاي غذايي باعث گرديد كه كمبود چنان شديد شود كه برخي مردم شروع به كاشت محصولات غذايي براي خود كردند و ديگران در آخر هفته ها پياده به نواحي روستايي مي رفتند تا در آنجا به مبادله كالاهاي خود با محصولات غذايي بپردازند.
هنري واليچ، استاد اقتصاد دانشگاه ييل مي‌نويسد: «هر روز و به ويژه روزهاي آخر هفته، دسته هاي بزرگي از مردم با پاي پياده به حومه شهرها مي رفتند تا كالاهاي خود را با غذاي كشاورزها مبادله كنند. مردم گرسنه گاهي اوقات صدها مايل را با سرعت خيلي آهسته در كف و ركاب واگن هاي زهوار در رفته قطارهايي كه مدت ها پيش تمام وسايل قابل دزدي آن ها ناپديد شده بود طي مي كردند تا به مقصدي برسند كه اميدوار بودند چيزي را براي خوردن در آنجا به دست مي آوردند. آنها وسايل و ابزارهاي خود (لوازم شخصي، لباس هاي كهنه، اجزاي مبلمان و هر چيزي كه از بمباران ها به جا مانده بودند) را همراه مي بردند و يكي دو هفته بعد با غلات يا سيب زميني بازمي گشتند. در این زمان عملن مبادلات کالا به کالا باب شده بود که می دانیم از بدوی ترین و نا مطلوب ترین انواع مبادله است.

در همان زمان و حتی در زمان آلمان نازی روشنفکرانی بودند که معتقد به بازار آزاد بودند و همچنين با سيستم ماليات بر درآمد تصاعدي مخالفت مي کردند. ويلهلم روپكه و لودويگ ارهارد از جمله اعضاي اين مكتب آلماني بودند. روپكه براي برطرف ساختن شرايط وحشتناكي كه پس از جنگ به وجود آمده بود، از اصلاح واحد پول به گونه اي كه حجم پول بتواند با مقدار كالاها همخواني داشته باشد و نيز از لغو كنترل هاي قيمتي طرفداري مي كرد. وي بر اين باور بود كه براي پايان دهي به تورم سركوب شده به هر دوي اين كارها نياز بود. رفرم پولي به تورم پايان مي داد و حذف كنترل هاي قيمتي سركوب آنها را به پايان مي رساند.
لودويگ ارهارد نيز با روپكه موافق بود. خود ارهارد يادداشت هايي را در زمان جنگ به نگارش درآورده بود كه ديدگاه وي درباره اقتصاد بازار را آشكار مي ساخت. هرچند که بسیاری در دولت بعد از جنگ مخالف آزادی قیمتها و بازار آزاد بودند اما نهايتن لودويگ ارهارد در اين مجادله پيروز شد.

وی در یکشنبه 20 ژوئن 1948 دست به اصلاح واحد پول زدند. طبق اين ايده بنيادي قرار بود كه تعداد بسيار كمتري از مارك آلمان (DM) كه واحد پول قانوني جديد بود، جايگزين مارك رايش گردد. از اين طريق عرضه پول به شكل چشمگيري كاهش پيدا مي كرد به گونه اي كه حتي با كنترل قيمت ها كه از آن به بعد به مارك آلمان بيان مي شدند، كمبود كمتري روي مي داد. اصلاح واحد پول بسيار پيچيده بود و ثروت خالص بسياري از افراد به ميزان قابل توجهي كاهش پيدا كرد. نتيجه خالص اين امر، كاهش 93درصدي عرضه پول بود.

در همان يكشنبه، شوراي اقتصادي دو منطقه اي آلمان با اصرار لودويگ ارهارد حكم لغو محدوديت از قيمت ها را تصويب كرد كه به ارهارد اجازه مي داد كه كنترل‌هاي قيمتي را از ميان بردارد. ارهارد تابستان آن سال از اقتصاد آلمان نازي زدايي کرد و محدوديت هاي مربوط به سبزيجات، ميوه، تخم مرغ و تقريبا تمامي كالاهاي توليدي لغو گرديد حداكثر قيمت بسياري از كالاهاي ديگر نيز به نحو چشمگيري افزايش يافت (همان پول داغ)

از ارهارد نقل می شود که در گفتگویی با يك سرهنگ ارتش آمريكا اینگونه پیش بینی می کندکهُ

سرهنگ: چگونه جرات مي كني سيستم جيره بندي ما را ناديده بگيري، مگر نمي بيني كمبود غذايي گسترده اي وجود دارد؟
ارهارد: ولي من سيستم جيره بندي را ناديده نگرفته ام، آن را از ميان برده ام! از حالابه بعد تنها قبض جيره بندي كه مردم نياز خواهند داشت، مارك آلمان است. آنها سخت كار خواهند كرد تا مارك آلمان به دست بياورند، صبر کن تا ببيني! و البته پيش بيني ارهارد بسيار دقيق بود. لغو محدوديت از قيمت ها اين امكان را به خريدارها داد تا تقاضاي خود را بدون آنكه سيستم جيره بندي در كار باشد به فروشنده ها انتقال دهند و افزايش قيمت ها نيز انگيزه افزايش عرضه را براي فروشنده ها فراهم آورد.
دولت همراه با رفرم پولي و حذف كنترل هاي اعمال شده بر قيمت ها نرخ هاي مالياتي را كاهش داد. نرخ ماليات بر درآمد شركت ها كه بين 35 تا 65درصد متغير بود، در نرخ 50درصد تثبيت شد. در 1950 نرخ نهايي ماليات براي آلماني هاي داراي درآمد متوسط برابر با 18درصد بود.

شرايط پس از اعمال اين تغييرات تاثيري كه اين تغييرات بر اقتصاد آلمان غربي نهاد، هيجان انگيز است. «حال و هواي كشور يك‌شبه عوض شد. چهره هاي رنگ پريده، شبح مانند و گرسنه اي كه در جست وجوي بي پايان خود براي غذا در خيابان ها پرسه مي زدند، دوباره زنده شدند» در دوشنبه 21 ژوئن كه مردم متوجه شدند پولي كه بابت فروش كالاهايشان به دست مي آورند بسيار باارزش تر از پول قديمي است، مغازه ها پر از كالاشد. شايان ذکر است که غيبت از كار نيز كاهش پيدا كرد. در ماه مه 1948 كارگران به طور متوسط 5/9 ساعت در هفته از محل كار خود غايب بودند كه بخشي از آن به اين امر باز مي گشت كه پولي كه آنها براي كسب آن كار مي كردند، چندان با ارزش نبود و بخشي نيز به خاطر اين بود كه كارگرها مجبور بودند زمان زيادي را به جست وجو براي يافتن پول يا مبادله کالابا پول اختصاص دهند. در ماه اكتبر ميزان متوسط غيبت از کار به 2/4 ساعت در هفته كاهش يافت. شاخص توليد صنعتي ژوئن 1948 تنها برابر با 51درصد مقدار آن در 1936 بود. اما اين ميزان در ماه دسامبر به 78درصد افزايش يافت. به عبارت ديگر توليد صنعتي بيش از 50درصد افزايش پيدا كرده بود و در ده سال بعد در سال 1958 نرخ سالانه توليد صنعتي بيش از 4برابر مقدار آن در شش ماه پيش از تغيير واحد پول در 1948 بود.

همچنين توليد سرانه صنعتي بيش از 3برابر افزايش يافته بود. در مقابل، اقتصاد كمونيستي آلمان شرقي در ركود به سر مي برد.
از آن جا كه ايده هاي ارهارد موثر واقع شده بود، كنراد آدناور، اولين صدراعظم جمهوري فدرال جديد آلمان او را به عنوان اولين وزير امور اقتصادي آلمان منصوب كرد. او تا 1963 كه خود به عنوان صدر اعظم برگزيده شد، در اين مقام ماند. ارهارد تا سال 1966 صدر اعظم آلمان بود.

آنچه براي بسياري از ناظرين شبيه معجره به نظر مي رسيد، واقعا معجزه نبود. لودويگ ارهارد و ديگر اعضاي مكتب فرايبورگ كه خسارت هاي ناشي از تورم همراه با كنترل قيمت ها و بالابودن نرخ هاي مالياتي را درك مي كردند و از امکان افزايش بهره وري از طريق پايان دادن به تورم، حذف كنترل ها و كاهش نرخ هاي نهايي مالياتي آگاه بودند، چنين بهبودي را انتظار مي كشيدند.

havayeghtesad

Share

output_nrpmHy

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*









بازگشت به بالا


output_nrpmHy
output_nrpmHy
Iran
Reportage
Iran
Iran
Iran
Greenmatech
Iran
notruf

     job